مژگان غفاری شیروان/ مجله حقوق ما:
- ۲۵ مهر ۱۳۹۹، ساموئل پتی، معلم تاریخ و جغرافیا، در خیابانی در فرانسه مورد حمله با کارد قصابی قرار گرفت و بعد فرد مهاجم سرش را از تن جدا کرد.
او در کلاس درس مدنی هنگام تدریس مبحث «آزادی بیان» کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام را به دانشآموزان نشان داده بود.
- پنج سال پیش، دادگاهی در اراک، سینا دهقان و محمد نوری را به اتهام سبالنبی به اعدام محکوم کرد.
این دو نفر در شبکه اجتماعی لاین، کمپینی مجازی بهراه انداخته بودند که در آن مطالبی در مخالفت با اسلام، قرآن و تصاویری از قران سوخته منتشر شده بود.
- نزدیک به شش سال پیش، در حملهی مهاجمان مسلح به دفتر هفتهنامهی طنز «شارلی ابدو» در پاریس، ۱۲ نفر از جمله سردبیر نشریه به قتل رسیدند.
آن مجله پیشتر کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام منتشر کرده بود که مهاجمان آن را توهینآمیز میدانستند.
- شش سال پیش، سهیل عربی، در دادگاهی در تهران به اتهام سبالنبی و توهین به مقدسات، به اعدام محکوم شد.
او بهدلیل نوشتههایش در فیسبوک دستگیر شده بود.
- شش سال پیش، محسن امیراصلانی، زندانی عقیدتی، به اتهام تفسیر متفاوت از قرآن، بدعت در اسلام، ارتداد و توهین به یونس نبی در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد.
او روانشناس بود و در موسسهای که تاسیس کرده بود، کلاسهایی برگزار میکرد؛ گفته میشود در یکی از این کلاسها این نظر را مطرح کرده بود: «حضرت یونس پدر ژپتو نبود که از دل نهنگ بیرون بیاید.»
- حدود هشت سال پیش، چندین مرجع تقلید شیعه حکم ارتداد و فتوای ضرورت قتل شاهین نجفی، خوانندهی رپ ایرانی را صادر کردند.
او ترانهای با عنوان «نقی» منتشر کرده بود که توهین به امام دهم شیعیان تلقی شده بود.
- هشت سال پیش، حمزه کاشغری، شاعر و وبلاگنویس سعودی، به درخواست مقامهای عربستان سعودی در مالزی بازداشت و به آن کشور تحویل داده شد و با اتهام ارتداد، در آستانهی اعدام قرار گرفت.
او در حساب توییتر خود سه توییت خطاب به پیامبر اسلام نوشته بود که از مصادیق «اهانت به پیامبر اسلام» و «توهین به مقدسات» تلقی شده بودند.
- ده سال پیش، دادگاهی در پاکستان آسیه نورین مسیحی را به اتهام اهانت به پیامبر اسلام، به اعدام محکوم کرده بود.
او در جریان جدال لفظی با یک زن مسلمان، به گفتهی آن زن، به پیامبر اسلام توهین کرده بود.
- ۳۲ سال پیش، روحالله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران، حکم ارتداد سلمان رشدی، نویسندهی کتاب «آیات شیطانی» را صادر کرد و بر ضرورت کشتن او فتوا داد. علی خامنهای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز ۱۶ سال پیش، بار دیگر بر این فتوا تاکید کرد و آن را غیرقابل تغییر دانست.
سلمان رشدی، رمان آیات شیطانی را با الهام از بخشهایی از زندگی پیامبر اسلام نوشته بود.
***
موارد بالا تنها چند نمونه از شدیدترین برخوردهای سالهای اخیر است با آنچه که «توهین به مقدسات» خوانده میشود.
اما فهرست نام کسانی که به اتهام «توهین به مقدسات»، در ایران یا دیگر کشورها (اغلب در کشورهای مسلمان) با حکم اعدام یا دیگر احکام سنگین قضایی روبهرو شدهاند، بسیار بلندبالاتر از چیزی است که در بالا آمد.
موارد متعدد آثار هنری یا ادبی را هم فراموش نکنید که با برچسب «اهانت به مقدسات» بایکوت یا ممنوعه اعلام شده و اغلب تهدید و تعقیب نویسنده یا هنرمند را در پی داشتهاند.
اما همیشه به محض روبهرو شدن با چنین خبرهایی، یکی از بحثهایی که همزمان مطرح میشود، بحث «آزادی بیان» است و اینکه آیا اینگونه به نام مقابله با «توهین به مقدسات»، یکی از آزادیهای اساسی بشری، یعنی «آزادی بیان» را زیر پا نگذاشتهاند؟
این روزها حتی در زندگی روزمره هم واکاوی پس پشت بسیاری از درگیریهای کلامی افراد یا جدلها در رسانههای اجتماعی ممکن است ما را به متهم شدن یکسوی جدال به «توهین و اهانت به مقدسات» برساند.
اما ابتدا ببینیم که به چه چیز مقدس میگوییم و آیا تعریف آن نزد افراد و جوامع مختلف یکسان است؟ سپس بررسی میکنیم که «توهین به مقدسات» به چه عملی گفته میشود و اینکه اگر آن را جرمی قانونی یا حتی رفتاری نکوهیده از نظر اخلاقی بدانیم، پس تکلیف «آزادی بیان» چه میشود؟
این مطلب در شماره ۱۳۲ مجله حقوق ما منتشر شده است. برای خواندن فایل پیدیاف مجله، کلیک کنید
وقتی میگوییم «مقدس» از چه حرف میزنیم؟
مقدس در لغت بهمعنای «پاک و پاکیزه و منزه» است و آنچه که «شایستهی پرستش و احترام» باشد.
امر قدسی و مقدس در طول تاریخ بشری همواره در پیوند تنگاتنگ با ادیان و مذاهب تعریف شده است. در ادیان توحیدی خداوند، فرشتگان، کتاب آسمانی و پیامبر آن دین و در همهی ادیان تاریخ بشر گاه افرادی که نخبگان آن دین و طریقت محسوب میشدند، گاه برخی مکانها و زمانها، گاه بعضی اجرام آسمانی یا حیوانات و گیاهان یا حتی خوراکها، نوشیدنیها، حالات و بعضی اسامی خاص و… مقدس محسوب میشوند.
البته در دنیای مدرن و پسامدرن با گسترش ایدئولوژیهای غیردینی دامنهی مقدسات هم برای افراد و گروههای مختلف تغییر کرده است و شاید اصطلاحاتی مانند چپاللهی، راستاللهی، شاهاللهی، سبز اللهی و حتی ترامپاللهی و مشابه اینها بهخوبی گویای این موضوع باشد.
اما اغلب هیچیک از این ایدئولوژیها، بهاندازهی ایدئولوژیهای دینی پیشینه و قدرت نهادسازی و قانونگذاری رسمی نداشتهاند و ندارند. بنابراین جرمانگاری «توهین به مقدسات» و صدور احکام رسمی در مقابله با آن، اکثر اوقات ازسوی نهادهای دینی و مذهبی و حکومتهای برپایهی ادیان صادر شده است، از قرن هفدهم و محاکمهی گالیله در کلیسای کاتولیک و حتی پیش از آن، تا دستگیری رضا تبریزی در نظام جمهوری اسلامی.
در چه شرایطی میگوییم کسی به دیگری توهین کرده است؟
واژهی «توهین» بهمعنای «سست کردن، ضعیف کردن، خواروخفیف کردن، بیحرمتی کردن و دشنام دادن» است.
در ادبیات حقوقی «توهین» بهمعنای «کوچک کردن، هتک حرمت و تعدی به عزت نفس دیگری با بهکارگیری هر نوع وسیلهی بیانی و بهطور خاص، بیان هرگونه کلمات یا انجام حرکات برخورنده و آزارنده» است که در بعضی کشورها جرم محسوب میشود.
اما «توهین به عقاید» یک فرد یا گروه یا «توهین به مقدسات» آنان، با «توهین به فرد یا گروه» متفاوت است. براساس قوانین کشوری مانند فرانسه، «توهین به نمادها و مقدسات یک دین» جرم محسوب نمیشود، اما هرگونه توهین به پیروان آن دین، جرمانگاری شده است. بهعنوان مثال، در فرانسه در صورت احمقانه و زیانبار خواندن یک دین، هر دینی که باشد، مجبور نیستید به دادگاه بروید، درحالیکه اگر بگویید پیروان آن دین احمق و کثیف و عوضیاند، مرتکب جرم شدهاید.
اما مشکل اصلی در جرمانگاری «توهین»، نبود معیار عینی و ملاک و میزان قابل اندازهگیری برای آن است. گاهی توهین تنها ناسزاگویی است، گاه به کار بردن الفاظ رکیک و آنچه هتک حرمت طرف مقابل خوانده میشود و گاه به طعنه و سخره گرفتن رفتارها و عقاید دیگری. در موضوع «توهین به مقدسات» نیز گاه ممکن است توهین درحد ناسزاگویی باشد و گاه حتی به زیر سوال بردن تقدس آن منتهی شود.
از سوی دیگر، سخنان، رفتارها، اعمال و بازنماییهای هنری توهینآمیز هم نسبیاند و ممکن است در فرهنگها و شرایط مختلف تفاوت داشته باشد، بنابراین موضوع پیچیدهتر از پیش میشود.
به این ترتیب، هم «مقدسات» و هم «توهین و اهانت» هر دو مقولاتی فرهنگیاند که ممکن است در هر جامعه مصداقهای متفاوتی برای آنها تعریف شود. بنابراین ارائهی تعریف جامع و یکسان از این دو مقوله که در همهی زمانها و مکانها و برای همه صادق باشد، امکانپذیر نیست.
آزادی بیان و توهین به مقدسات
«آزادی بیان» حقی است مبنیبر آزادی افراد و گروهها برای بیان نظر و عقیده خود بدون ترس از تلافی، ممیزی یا مجازات قانونی.
در ماده نوزدهم اعلامیهی جهانی حقوق بشر آمده است که «آزادی عقیده و بیان حق هر انسانی است؛ این حق شامل آزادی داشتن عقاید بدون [ترس و نگرانی از] مداخله [و مزاحمت] و حق جستوجو، دریافت و انتقال اطلاعات و اندیشهها از طریق هر رسانهای بدون در نظر گرفتن مرزهاست.»
اهمیت این حق تا اندازهای است که حتی در مقدمهی این سند بالادستی حقوق بشر نیز که سال ۱۹۴۸ پس از جنگ جهانی دوم، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد، «دنیایی که در آن افراد بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار و از هراس و نیازمندی فارغ باشند، بهعنوان بالاترین آرمان بشری» مطرح شده است.
بند دوم از ماده نوزدهم «میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی»، از دیگر اسناد بالادستی حقوق بشر در جهان، نیز به همین حق اساسی بشری میپردازد: «همگان باید از حق آزادی بیان برخوردار باشند؛ این حق شامل آزادی جستوجو، دریافت و انتقال هرگونه اطلاعات و اندیشه، فارغ از مرزها و خواه بهصورت شفاهی یا در شکل نوشته یا چاپشده و خواه در قالب هنر یا از طریق هر نوع رسانه دیگری به انتخاب خود شخص است.»
اما این سند که یکی از مکملهای اعلامیهی جهانی حقوق بشر محسوب میشود، در بخش دیگری از همین ماده، به ضرورت اعمال محدودیتهایی بر این حق اساسی در موارد خاص اشاره میکند. در بند سوم از ماده نوزدهم این میثاق آمده است: «اعمال حقوق مطرحشده در بند دوم این ماده با وظایف و مسؤولیتهای ویژهای همراه است. بنابراین ممکن است محدودیتهای معینی بر این حق اعمال شود، اما تنها بهصورتی که در قانون پیشبینی شده و برای امور زیر ضروری باشد: الف) برای احترام به حقوق یا آبروی دیگران؛ ب) برای حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا اخلاق یا سلامت عمومی».
در ماده بیستم همین سند نیز آمده است که قانون باید «هرگونه تبلیغ برای جنگ» و «هر نوع طرفداری از نفرتپراکنی ملی، نژادی یا مذهبی را که برانگیزندهی تبعیض، مخاصمه یا خشونت شود» منع کند.
به این ترتیب، براساس این سند جهانی، حق اساسی «آزادی بیان» حق مطلق و بیقیدوشرطی نیست و علاوهبر ممنوعیت تبلیغ برای جنگ و نفرتپراکنی ملی، نژادی و مذهبی به نام آزادی بیان، تعیین دیگر شرایط آن در محدودهی معین «احترام به حقوق و آبروی دیگران و حفظ امنیت ملی، نظم عمومی، اخلاق و سلامت عمومی» برعهده قانونگذاران حکومتی در کشورهای عضو میثاق گذاشته شده است.
حالا سؤال این است که آیا «توهین به مقدسات» در زمرهی موارد محدودکننده آزادی بیان قرار میگیرد؟
در کشورهای مختلف، حکومتها در هر دوره، متناسب با جامعه و نیازهای زمان، براساس این اصل قانونگذاری کردهاند و حد و مرزهای متفاوتی برای دامنهی آزادی بیان وضع کردهاند؛ در طول سالیان گذشته، «توهین به مقدسات»(Blasphemy) که گاهی با عنوان «کفرگویی» از آن یاد میشود، در بسیاری از نظامهای حقوقی خارج از محدودهی آزادی بیان محسوب و حتی جرمانگاری شده است.
مرکز تحقیقات پیو، یک سازمان تحقیقاتی آمریکایی که به گردآوری و انتشار آمار و اطلاعات مربوط به شرایط زندگی، افکار عمومی و شرایط اجتماعی در سراسر جهان میپردازد، در گزارشی اعلام کرد که در سال ۲۰۱۴ حدود یکچهارم (۲۶ درصد) کشورهای جهان قوانین یا سیاستهایی علیه «کفرگویی» یا «توهین به مقدسات» داشتهاند و در ۱۳درصد از کشورهای جهان مجازاتهای قانونی (از جریمه نقدی تا مجازات مرگ) برای «ارتداد» (apostasy) وجود داشته است.
براساس این گزارش، قوانین ضد ارتداد، کفرگویی و توهین به مقدسات، بیش از همه در خاورمیانه و آفریقای شمالی رایج است و ۱۸ کشور از ۲۰ کشور منطقه «توهین به مقدسات» و از میان آنها ۱۴ کشور «ارتداد» را نیز جرم محسوب میکنند. بهجز این کشورها، تنها در دو منطقهی دیگر جهان «ارتداد» از لحاظ قانونی جرم محسوب میشود: بعضی کشورهای آسیای جنوب شرقی و صحرای آفریقا. اما قوانین علیه «توهین به مقدسات» در تمام مناطق دنیا از جمله در اروپا (۱۶ درصد کشورها) و قارهی آمریکا (۲۹ درصد کشورها) به چشم میخورد.
چند سال پیش، کمی پس از حملهی مرگبار به دفتر مجله طنز شارلی ابدو در پاریس، تعدادی از گروهها و سازمانهای طرفدار آزادی بیان در بیانیهای درخواست کردند که «توهین به مقدسات» و «کفرگویی» از فهرست موارد قابل پیگرد قانونی در تمامی کشورهای جهان خارج شود، اما این قانون هنوز هم در بسیاری از کشورها پابرجاست و خصوصا در کشورهای اسلامی با شدت و جدیت تمام اجرا میشود.