دادگاه مردمی آبان مانع از پنهان‌کاری حکومت ایران درباره حقایق شد

15 فوریه 2022، ساعت 15:52

جواد عباسی توللی؛ مجله حقوق ما:

حکومت جمهوری اسلامی ایران، یک دولت غیر پاسخگوست و برگزاری دادگاه‌های مردمی به‌عنوان قدمی در جهت رسیدن به عدالت، یکی از ابزارهایی است که در اختیار دادخواهان قرار دارد.

دادگاه مردمی آبان برای بررسی جرایم انجام شده توسط مقامات جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و ابراهیم رئیسی، رئیس سابق قوه‌ قضائیه در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ در فاصله روزهای ۱۹ تا ۲۳ آبان‌ماه سال‌جاری برگزار شد.

در این دادگاه، با استناد به شهادت شاهدان و شواهد و مدارکِ به‌دست آمده از خیزش مردمیِ آبان‌ماه ۱۳۹۸، دست‌کم ۱۳۳ مقام حکومتی در ایران به نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایت علیه معترضان، متهم شدند.

جنبش دادخواهیِ ایران پیش از این هم در پاییز سال ۱۳۹۱، با راه اندازیِ یک کارزار بین‌المللی برای رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ در جمهوری اسلامی، توانست یک دادگاه مردمی تحت عنوان «دادگاه ایران تریبونال» را در لاهه برگزار کند.

بازداشت حمید نوری (عباسی)، دادیار سابق زندان گوهردشت در سوئد و سپس محاکمه او در شهر استکهلم، پایتخت این کشور (که این‌روزها در جریان است) را می‌توان یکی از دستاوردهای برگزاری دادگاه ایران تریبونال محسوب کرد. این نخستین باری است که یکی از متهمان به کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در دادگاهی رسمی محاکمه می‌شود.

محمود امیری مقدم، پزشک، استاد دانشگاه و مدیر سازمان حقوق بشر ایران به‌عنوان یکی از دست اندرکاران اصلیِ برگزاریِ دادگاه مردمی آبان در لندن، بر این باور است همان‌گونه که جامعه جهانی از نتایج دادگاه ایران تریبونال نتوانست چشم‌پوشی کند، تلاش‌های دادخواهان در دادگاه مردمی آبان هم روزی به نتیجه خواهد رسید.

مجله «حقوق ما» برای بررسی بیشتر دستاوردهای برگزاری دادگاه مردمی آبان با این مدافع حقوق بشر گفت‌و‌گو کرده است.

 

حقوق ما: دستاورد این دادگاه چه خواهد بود؟ به نظر شما این دادگاه چه نتیجه‌ای در بر داشت؟

 

امیری مقدم: این دادگاه هم دستاورد کوتاه مدت و هم دستاورد بلند مدت دارد. اولین دستاوردی که با برگزاری این دادگاه به آن رسیدیم، امیدبخشی به خانواده‌ها و کسانی که حقوق‌شان در ایران نقض شده از جمله پدران و مادران جانباختگان آبان بود.

این داگاه به خاطر شجاعت این خانواده‌ها و کسانی که شهادت دادند، توانست صدای آن‌ها را در سراسر جهان منعکس کند. دلیل اینکه حکومت اینترنت را قطع کرد و پس از کشتار آبان، خانوده‌ها را تهدید کرد، پنهان کردن حقایق و ناامید کردن آن‌ها و مردم ایران از شنیدن صدا و دادخواهی آنان بود. برگزاری این دادگاه عکس این مسأله را ثابت کرد. نه تنها صدای آنان شنیده می‌شود بلکه حتی امیدی هم وجود دارد که این صداها به برقراری عدالت بیانجامد.

دستاورد دیگر این است که حکومت دیگر نمی‌تواند رخ دادن چنین جنایتی را کتمان کند. آن‌ها به وضوح دیدند که دوران آتش به اختیاری و به گلوله بستن و مصونیت آن‌ها گذشته است. از بالاترین سطوح تا آن کسانی که در خیابان مردم را به گلوله بستند، آنان که دستور دادند و کسانی که اجرا کردند، به طور ویژه‌ای پیام به آنان رسید که دنیا نظاره‌گر شماست و دیر یا زود پاسخ‌گو خواهید بود.

امیدواریم که دستاوردهای حقوقی و قضایی هم داشته باشد. ما می‌دانیم که تمامی این شهادت‌نامه‌ها ثبت شده‌اند و روزی قابل استناد خواهند بود. آنچه که ما بدان امیدواریم این است که در این دادگاه مستقل، قضات پس از بررسی تمام شهادت‌هایی که در این چند روز جلسات دادگاه به استماع رسید و تمامی شهادت‌نامه‌هایی که مطالعه کردند و شهادت‌هایی که در سه ماه آینده ارائه داده خواهد شد، تعیین می‌کنند که آیا جنایت علیه بشریت صورت گرفته است یا نه. اگر نتیجه این باشد که جنایت علیه بشریت رخ داده است، آن موقع با استناد به این حکم می‌توان گام‌های بعدی را برداشت.

برای مقایسه می‌توان از مورد حمید نوری یاد کرد. او در استکهلم سوئد دستگیر شد و الان در یک دادگاه واقعی محاکمه می‌شود. دلیل آن هم این است که کشتار تابستان ۶۷ توسط قضات دادگاه ایران تریبونال به‌عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شد. این فاکتور مهمی است. امیدوار هستیم که دادگاه آبان هم در آینده چنین دستاوردهایی داشته باشد.

 

حقوق ما: گزارش‌های متعددی از موارد نقض حقوق بشر از طرف سازمان حقوق بشر ایران به دادگاه ارائه شد. لطفا درباره روش‌های گردآوری داده‌ها توضیح دهید.

 

تمامی مدارکی که به دادگاه ارائه شد، اکثرا از طریق شاهدان بود. پس از آغاز اعتراضات، ما یکی از سازمان‌هایی بودیم که اتفاقاتی که در سراسر ایران می‌افتاد را مستندسازی می‌کردیم. یکی از معدود سازمان‌هایی بودیم که سعی کردیم به ابعاد جنایات بپردازیم. برای مثال گزارشی درمورد تعداد حداقل ۳۲۸ کشته در روزهای اول اعتراضات، منتشر کردیم. همه ما می‌دانیم که این یک آمار حداقلی است.

من فکر می‌کنم مهم‌ترین کاری که در ارتباط با اطلاع‌رسانی به دادستانی دادگاه و هیأت قضات انجام شد، این بود که از تمام شاهدین عینی که با آن‌ها در تماس بودیم درخواست کنیم که شهادتنامه‌های‌شان را تقدیم دادگاه کنند. بیشترین اطلاعاتی را که دادگاه و هیأت قضات بررسی می‌کند، شاهدین عینی هستند.

زمانی‌که تعداد زیادی شاهد مستقل از یکدیگر شهادتنامه‌شان را ارائه می‌دهند، تصویر کلی‌تری از اتفاقات را به قضات ارائه می‌دهد و کمکی برای بررسی قضایی است. بر اساس داده‌های یک، دو یا سه نهاد حقوق بشری نمی‌توانند تصمیمی بگیرند و حکمی صادر کنند اما وقتی با تعداد زیادی شاهد عینی و خانواده‌های بازمانده به‌طور مستقیم صحبت می‌کنند و داده‌ها را از این طریق جمع‌بندی می‌کنند، می‌توانند به یک نتیجه‌گیری برسند.

 

حقوق ما: در این دادگاه بارها نام مقامات و نهادهای قضایی به‌ویژه نام ابراهیم رئیسی برده شد. اگر روزی رئیسی به کشورهایی که اصل صلاحیت جهانی را رعایت می‌کنند سفر کند، چقدر این امکان وجود دارد که بازداشت شده و به محاکمه کشانده شود؟ نظیر اتفاقی که برای پینوشه افتاد یا دستگیری شکنجه‌گران سوری در آلمان. به نظر شما، دولت‌ها تا چه میزان به نتیجه این دادگاه و این دادخواهی توجه نشان خواهند داد؟

 

امیری مقدم: من فکر می‌کنم جامعه جهانی نمی‌تواند از نتایج این دادگاه چشم‌پوشی کند همانطور که از نتایج دادگاه ایران تریبونال نتوانستند چشم‌پوشی کنند. ابراهیم رئیسی جایگاه ویژه‌ای دارد. او در دادگاه ایران تریبونال هم یکی از متهمان اصلی بود که به‌ جنایت علیه بشریت متهم شد. اگر نتیجه‌گیری قضات در دادگاه مردمی آبان هم به همین شکل باشد، آنگاه رئیسی در دو پرونده مختلف، متهم به جنایت علیه بشریت می‌شود.

در حال حاضر او به خاطر سمت‌اش در دولت، مصونیت دیپلماتیک دارد اما بعد از اتمام مصونیت، در صورت سفر به کشوری که به معاهده دیوان عالی کیفری، کنوانسیون روم، پیوسته باشد، مثل سوئد و اسپانیا، دادخواهان می‌توانند او را به پای میز محاکمه بکشانند.

من فکر می‌کنم این کار امکان‌پذیر است اما امید ما به این است که حتی کار به آنجا هم نکشد و در واقع در دادگاه‌های کشور خودمان و دادگاه‌های بین‌المللی که می‌توانند در این راستا همکاری کنند، محاکمه او در خود ایران برگزار شود.

 

حقوق ما: به نظر شما دادخواهی آبان چقدر می‌تواند با دادخواهیِ دهه شصت و سایر دادخواهی‌ها در پیوند قرار بگیرد؟

 

امیری مقدم: ما در واقع با یک جنبش رو به رشد دادخواهی در ایران مواجه هستیم. شاید بتوان گفت این جنبش دادخواهی را خانواده‌های اعدام‌شدگان دهه شصت آغاز کردند و حضور خانواده‌های اعدام شدگان در گورستان خاوران، این جنبش را رقم زد.

ویژگی بارز دادخواهی درباره اعتراضات آبان اما این است که دادخواهی از همان روزهای اولِ اعتراضات آغاز شد. انتشار اولین ویدئو از پدر یا مادری که دادخواهی فرزندش را می‌کرد در همان روزهای اول پس از کشتار معترضین آبان شروع شد.

یک سال پس از اعتراضات، کار دادگاه مردمی آبان آغاز شد. در شروعِ کارِ دادگاه، حتی زخم‌های بعضی افراد هنوز ترمیم و بهبود نیافته بود. من فکر می‌کنم این رشد جنبش دادخواهی در ایران را نشان می‌دهد. این جنبش‌ها به هم ربط دارند و امید ما هم به این است که این جنبش دادخواهی فقط به آبان محدود نشود بلکه تمام آنانی که حقوق‌شان نقض شده با الهام از شجاعت تمام کسانی‌که با وجود تمام ریسک‌ها آمدند و در دادگاه مردمی آبان شهادت دادند و هر روز شهادت می‌دهند، دادخواهی کنند.

این‌که به چه گناهی به فردی که آمده بود تا با استفاده از حق قانونی خود اعتراض کند، شلیک شده، سوال ساده‌ای است که حکومت سعی می‌کند که پیش از مطرح شدنش، مردم را به سکوت وادار کند. این درمورد تمام موارد نقض حقوق بشر صدق می‌کند. امیدوار هستیم که این دادگاه باعث شود که تعداد بیشتری سکوت‌شان را بشکنند. هرچقدر تعداد دادخواهان بیشتر باشد، قدرت این جنبش بالاتر می‌رود و حکومت مجبور به عقب‌نشینی می‌شود.