خشم انباشه مردم، چالش جدی دوران گذار

7 نوامبر 2023، ساعت 9:12

خشم انباشه مردم، چالش جدی دوران گذار 

 

در سومین نشست پرسش‌وپاسخ در نخستین روز کنفرانس «عدالت در دوران گذار؛ چالش‌ها و راهکارها» که در روزهای ۱۱ و ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ (۲ و ۳ سپتامبر ۲۰۲۳) در دانشگاه اسلو به ابتکار سازمان حقوق بشر ایران برگزار شد، سه تن از سخنرانان، فرهاد ثابتان، مدرس اقتصاد در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا؛ لادن بازرگان، عضو «شورای انقلابی دادخواهان»؛ و افروز مغزی، پژوهشگر دانشگاه ارلانگن نورنبرگ و وکیل دادگستری در ایران به پرسش‌های حضار پاسخ دادند. مدیریت این جلسه را رؤیا کریمی‌مجد، روزنامه‌نگار رادیوفردا، برعهده داشت.

به گزارش سازمان حقوق‌ بشر ایران،‌ پرسش‌ها و پاسخ‌ها طیفی از مسائل کلیدی عدالت انتقالی را پوشش داد: از تفاوت دادخواهی حقوق بشری و دادخواهی انقلابی گرفته تا سرنوشت حقوق اقلیت‌ها، نقش وکلا، چالش خشم عمومی و امکان آشتی ملی.

لادن بازرگان در پاسخ به نخستین پرسش که تفاوت دادخواهی حقوق بشری و دادخواهی انقلابی چیست؟ گفت: منظور از «انقلابی» بودن دادخواهی، تأکید بر تغییر بنیادین است، نه خشونت. او با اشاره به نامه خانواده‌های قربانیان کشتار تابستان ۶۷ خطاب به وزیر دادگستری وقت گفت: «در آن زمان خانواده‌ها خواستار کمیسیونی مستقل شدند، اما امروز مخاطب ما جمهوری اسلامی نیست، بلکه مردم ایران‌اند. اعتراض عمومی علیه جنایت‌ جمهوری اسلامی است  و دیگر تظلم‌خواهی به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نتیجه‌ای ندارد.

یکی از حضار پرسید: آیا جامعه بهائیان در دوران گذار خواستار روندی متفاوت خواهند شد؟ فرهاد ثابتان در پاسخ گفت که مطالبه بهائیان همواره برابری با سایر شهروندان بوده است: «نه امتیاز می‌خواهند و نه تبعیض. مشکل این است که در جمهوری اسلامی، بهائی بودن خود جرم محسوب می‌شود.» او به مستندات متعدد دادگاه‌ها اشاره کرد که در آن‌ها صرفاً بهائی بودن افراد مورد توجه بوده است. او گفت که «کمپین داستان ما یکی است» نشان می‌دهد امروز همه ایرانیان قربانی همان اتهام‌های بی‌پایه‌ای‌اند که روزی فقط علیه بهائیان به کار می‌رفت.

افروز مغزی در پاسخ به پرسشی درباره توان جامعه وکلا در دوران گذار گفت: «ما مدیون نسل‌های متعددی از وکلای حقوق بشریم. امروز برخلاف سال‌های ۸۰، در همه شهرها وکلایی هستند که آماده دفاع از معترضان‌اند. او با این حال نسبت به طرح‌های جدید برای محدود کردن استقلال کانون وکلا هشدار داد و افزود: «اگر استقلال کانون از بین برود، با خطر محدود شدن تعداد وکلای حقوق بشر روبه‌رو خواهیم بود.»

از بازرگان سوال شد: آیا عذرخواهی مقام‌ها و کارمندان سابق می‌تواند تسکین‌بخش باشد؟ که او با رد این ایده گفت: «با یک ببخشید نمی‌توان پرونده این جنایت‌ها را بست. باید هزینه کارها پرداخت شود. کمیته‌های حقیقت‌یاب و محاکمه عاملان ضروری است، وگرنه عدالت و آشتی ملی تحقق نخواهد یافت.» بازرگان همچنین به خشم انباشته مردم از دهه‌ها سرکوب اشاره کرد و گفت: «بزرگ‌ترین چالش ما کنترل این خشم است.»

یکی از پرسش‌ها به تجربه شیلی اشاره داشت. مغزی توضیح داد که ترکیب کمیسیون حقیقت‌یاب شیلی با حضور حامیان پینوشه به نتایجی ضعیف منجر شد. او گفت: «عدالت انتقالی همیشه در یک بستر سیاسی-اجتماعی خاص رخ می‌دهد. در شیلی، سال‌ها طول کشید تا نظام قضایی تغییر کند و زمینه دادخواهی واقعی فراهم شود.»

در ادامه جلسه، بازرگان تجربه خود از مواجهه با خانواده حمید نوری در دادگاه سوئد را بازگو کرد و افزود: «ابتدا تلاش کردیم محترمانه برخورد کنیم، اما خانواده نوری با رفتارهای تحریک‌آمیز و امنیتی باعث رنج بیشتر خانواده‌های قربانیان شدند.» به گفته او،‌ وقتی پس از ۹۲ جلسه دادگاه هنوز می‌گویند برادرت حقش بود که کشته شود، نشان می‌دهد با چه چالش‌هایی در مسیر عدالت انتقالی روبه‌رو خواهیم بود.

پرسشی دیگر درباره آمادگی تشکل‌های وکلا برای دوران گذار بود. مغزی توضیح داد: «تشکل‌های متعددی ایجاد شده، اما عدالت انتقالی تنها به وکلا محدود نیست. این روند باید از دل جامعه برخیزد و وکلا باید در کنار بازماندگان و جامعه مدنی قرار گیرند.» او به نمونه‌های همکاری وکلا با جنبش زنان ایران اشاره کرد و گفت این تجربه می‌تواند الگویی برای آینده باشد.

در پایان، از هر سه سخنران پرسیده شد که برگزاری چنین نشست‌هایی چه اهمیتی دارد. ثابتان تأکید کرد این جلسات آگاهی عمومی را افزایش می‌دهد و به شهروندان نشان می‌دهد که دوران گذار الزاماً به هرج و مرج نمی‌انجامد. مغزی بر ضرورت روشن کردن مفاهیم کلیدی، همچون بخشش تأکید کرد. بازرگان نیز گفت: «باید از تجربه دیگر کشورها بیاموزیم و مدلی بومی طراحی کنیم تا خشم ملی به نیرویی برای بازسازی کشور تبدیل شود، نه انتقام.»

متن کامل این نسشت پرسش‌وپاسخ را در شماره ۲۰۶ حقوق ما بخوانید.