مینا موحد، مجله حقوق ما: ایران با موقعیت جغرافیایی خاص خود، همواره در معرض بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و رانش زمین قرار داشته است. اما آنچه از این بلایا یک فاجعه انسانی میسازد، نه فقط شدت حادثه بلکه نحوه مدیریت بحران پس از آن است.
در لحظهای که زلزله یا سیل خانهها را ویران میکند، آنچه جان مردم را پس از کمک های اولیه نجات میدهد، سازماندهی، هماهنگی و مدیریت مؤثر بحران است. با این حال در بسیاری از موارد شاهد تأخیر، ناهماهنگی و حتی سردرگمی در اقدامات اولیه هستیم.
در گفتوگو با نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست، به بررسی ضعفها، ظرفیتها و راهکارهای بهبود مدیریت بحران در ایران پرداختهایم.
آیا برنامه یا سناریویی برای مدیریت بحران بعد از بلایای طبیعی در ایران طراحی شده است؟
اگرچه قوانین و مقرراتی برای مدیریت بحران وجود دارد، اما در عمل مردم مناطق مختلف همواره از نبود آمادگی و پیشگیری آسیب دیدهاند. مناطقی که سالهاست بهعنوان نقاط لرزهخیز یا سیلخیز شناخته میشوند، در لحظه بحران همچنان مسئولان را غافلگیر میکنند. بیتوجهی به مقررات ساختوساز، نادیدهگرفتن حرمت مسیلها و آبراههها و ساختوسازهای غیرمجاز در مسیر جریانهای طبیعی باعث شدهاند خسارات ناشی از سیل و زلزله بهمراتب بیش از حد انتظار باشد. در حالی که یک نظام مدیریت بحران مؤثر، نیازمند سامانههای پایش دائمی زلزله و سیلاب است تا پیش از بروز فاجعه، امکانات لازم برای امدادرسانی آماده شود.
این گفتوگو در شماره ۲۴۲ مجله حقوق ما منتشر شده است
زیرساختها در ایران تا چه اندازه برای شرایط بحرانی آماده است؟
به عنوان مثال فرونشست زمین در اصفهان که منجر به تعطیلی صدها مدرسه و جابهجایی آنها شد، زنگ خطر مهمی برای میزان آسیبپذیری زیرساختهای شهری بود. در تهران نیز ترکیب گسلهای فعال و فرونشست ناهمگن خطراتی جدی برای بیمارستانها، مترو و شبکههای آب و فاضلاب ایجاد کرده است.
از سوی دیگر زمین آرام آرام نشست میکند که نتیجه آن میتواند به اندازه یک زمینلرزه واقعی ویرانگر باشد. به همین دلیل، فرونشست را "زلزله خاموش" مینامند. ساختمانهای ضعیف شده در اثر زمینلرزه خاموش، به هنگام بروز زمینلرزه واقعی آسیب بیشتری میبینند.
از سوی دیگر بسیاری از سازههای ابتدایی مدیریت سیلاب نیز بدون توجه به شرایط بومی ساخته شدهاند و نمیتوانند از جان و مال مردم محافظت کنند. نتیجه همه اینها، فجایعی است که قابل پیشگیری بودند.
بزرگترین ضعفها در روند مدیریت بحران چیست؟
ناکامی مدیریت بحران در ایران ریشه در تمرکزگرایی، فساد ساختاری و حذف مردم از فرایند تصمیمگیری دارد. نبود شفافیت، غیردموکراتیک بودن سازوکارها، و حاکم بودن روابط رانتی بهجای شایستهسالاری باعث شده مدیریت بحران بیشتر جنبهی نمایشی داشته باشد تا عملکردی.
زیرساختها نوسازی نشدهاند، آموزش عمومی برای شهروندان و مدیران به حاشیه رفته است و برنامه جامع پیشگیرانهای هم دیده نمیشود. در زمان بحران، نبود سیستمهای مستقل تأمین برق و آب، همراه با ضعف ارتباطات بینالمللی و بیتوجهی به استانداردهای جهانی، آسیبدیدگان را در شرایطی بیپناه رها میکند.
مهمترین چالشها در ساعات اولیه پس از بحران کدامها هستند؟
وقوع زمینلرزههای بزرگ و آمدن سیلهای مخرب آثاری غیرقابل جبران را به مردمان مناطق مختلف ایران تحمیل کرده است. مصدومان و کسانی که نیاز فوری پزشکی دارند معمولا وضعیتی نگران کننده دارند. در زمستانها، کمبود پتو و سیستمهای گرم کننده و در تابستانها، کمبود آب شرایط را برای زلزلهزدگان و سیلزدگان دشوار میكند.
در ساعات اولیه بحران، آمادگی لازم برای مدیریت و نجات مصدومان در عمل وجود ندارد. بسیاری از این مردم، تا روزها از آب سالم و برق محروم هستند. نبود مدیریت فاضلاب، شرایط بهداشتی را تحت تاثیر قرار میدهد. تامین آب سالم و غذای حداقلی در مناطق کانونی زمینلرزهها نیز نگران کننده است. همچنین سیستم ارتباطی از طریق رسانهها برنامهریزی منسجمی ندارد و قطع شدن خطوط تلفن، بر روی نجات مصدومان اثری منفی دارد.
اولین و مهمترین اقدامات پس از بحران کدامها هستند؟
اولین و مهمترین اقدام پس از وقوع بلایای طبیعی، نجات جان افرادی است که هنوز زندهاند اما زیر آوار ماندهاند یا در وضعیت بحرانی قرار دارند. این کار نیازمند ارزیابی سریع وضعیت، شناسایی امکانات موجود، تشخیص کمبودها و هماهنگی برای اعزام نیرو یا درخواست کمکهای فوری است. وجود یک مدیریت یکپارچه با ساختاری منطقی و متمرکز، میتواند از بروز سردرگمی و اقدامات موازی جلوگیری کند و زمان واکنش را به حداقل برساند.
شناسایی دقیق مناطق آسیبدیده و بررسی سطح دسترسی به آنها، نقش تعیینکنندهای در سرعت بخشیدن به عملیات نجات دارد. استفاده از روشهای نوین (نقشههای ماهوارهای، پهپاد، سگهای زندهیاب) یا حتی روشهای سنتی ولی سازمانیافته، میتواند شانس زندهماندن مصدومان را بهشدت افزایش دهد.
فراهمسازی شرایط مناسب برای استقرار تیمهای اورژانس، آتشنشانی و گروههای امدادی باید از اولویتهای اصلی باشد؛ این نیروها باید در نقاط کلیدی مستقر شوند و از تجهیزات کافی برخوردار باشند. در همین حال بررسی فوری کمبودهای دارویی، تجهیزات پزشکی و مواد غذایی و گزارش دقیق آن به مراکز فرماندهی، ضروری است تا تصمیمگیری در مورد ارسال کمکها هدفمند و موثر انجام شود.
از سوی دیگر تأمین امنیت اموال آسیبدیدگان نباید نادیده گرفته شود. نیروهای انتظامی و داوطلبان آموزشدیده باید مسئولیت حفاظت از خانهها، وسایل بازماندگان و پناهگاههای اضطراری را بر عهده بگیرند تا از سرقت، هرجومرج یا سوءاستفاده جلوگیری شود.
مدیریت بحران تنها به نجات جانها محدود نمیشود، بلکه حفظ کرامت و دارایی قربانیان نیز بخشی از آن است.
با توجه به تجربیاتی که تا کنون وجود داشته است، چه اقداماتی برای جلوگیری و کاهش بحرانها در آینده پیشنهاد میکنید؟
برای اینکه بلایای طبیعی هر بار مسئولان را غافلگیر نکند و جان و مال مردم قربانی بیتدبیری نشود، راهی جز رفتن به سمت مدیریت پیشگیرانه، علمی و همراه با مشارکت واقعی مردم وجود ندارد. حرف زدن از فرماندهی واحد و تمرکز بر پیشگیری در مناطق بلاخیز نباید فقط در اسناد بماند، باید به عمل برسد.
دیگر فقط زلزله و سیل نیستند که ما را تهدید میکنند؛ امروز فرونشست، خشکسالیهای شدید و آثار تغییرات اقلیمی هم بخشی از واقعیت تلخ ما شدهاند. وقتی همچنان در بستر رودخانهها ساختوساز میکنیم، گسلها را نادیده میگیریم و روی زمینهایی که آرامآرام در حال فرورفتن هستند برج میسازیم، فاجعه نه اتفاق، بلکه نتیجه اینها است.
رعایت مقررات سازهای، مهار سیلاب شهری و روستایی، احیای مسیلها، و اجرای پروژههای آبخیزداری باید براساس تجربههای موفق و نه شعارهای تبلیغاتی پیش برود. آموزش همگانی و برگزاری مانورهای واقعی از مهدکودک تا محله، باید در وظایف نهادهای شهری نهادینه شود. اما همه اینها بدون تمرکززدایی واقعی، ایجاد سامانه یکپارچه مدیریت اطلاعات، صندوق جبران خسارت، نظارت مستقل بر عملکرد مدیران بحران، گزارشگری آزاد و همکاری شفاف با نهادهای امدادگر بینالمللی، به جایی نمیرسد. بحران طبیعی همیشه هست، اما فاجعه حاصل سوءمدیریت است.