مجله حقوق ما: مسائل محیط زیستی٬ امروز دیگر موضوعاتی منفک از هم نیستند. آب، غذا، انرژی و حتی عدالت اجتماعی و سلامت عمومی، بهصورت پیچیدهای به هم گره خوردهاند. از همین رو، مفهوم «همبست آب، غذا و انرژی» (Water-Food-Energy Nexus) وارد ادبیات علمی و سیاستگذاری شده است. برای بررسی این موضوع و پیامدهای آن در ایران، با دکتر علی میرچی، استادیار دانشگاه ایالتی اکلاهما و پژوهشگر حوزه مدیریت منابع آب گفتوگو کردهایم.
پرسش: چرا امروز به جای «مدیریت آب» بر اهمیت «همبست آب، غذا و انرژی» تأکید میشود؟
میرچی: درک ما از درهمتنیدگی موضوعات توسعهای بسیار پیشرفت کرده است. دیگر نمیتوانیم منابع طبیعی، اقتصاد، سلامت عمومی و پایداری اجتماعی را جدا از هم ببینیم. هر راهحل تکنولوژیک، مثلاً پروژههای انتقال آب یا تولید انرژی، پیامدهای جدی بر اکوسیستمها و جامعه دارد.
یک مثال روشن، مراکز داده (Data Centers) هستند. این مراکز از نظر اقتصادی میتوانند برای مناطقی جذاب باشند، اما نیاز آبی و انرژی بسیار بالایی دارند. اگر چنین مراکزی در مناطق خشک و کمآب ساخته شوند، بحران آب موجود را تشدید میکنند و حتی میتوانند به کمبودهای شدیدتر دامن بزنند. در مقابل، اگر در مناطق دارای آب کافی ایجاد شوند، بار اضافه آنها روی سیستم انرژی و سبک زندگی جوامع باید بررسی شود.
این مطلب در شماره ۲۴۵ مجله حقوق ما منتشر شده است
بنابراین، هر پروژهای باید در چارچوب همبست آب، انرژی، غذا و محیط زیست تحلیل شود. ما دیگر نمیتوانیم مثل ۶۰ سال پیش فقط بگوییم: «سد میسازیم» یا «آب را منتقل میکنیم» و خیال کنیم همهچیز درست میشود. اگر هم پروژهای به دلایل خاص اجرا میشود، باید شفاف به جامعه توضیح داده شود که چه مزایا و چه هزینههایی در بر خواهد داشت.
پرسش: عدالت محیط زیستی در این میان چه جایگاهی دارد؟
میرچی: عدالت محیط زیستی یعنی آن که توسعه نباید به بهای قربانیکردن یک گروه اجتماعی یا یک منطقه تمام شود. طرحها باید پیامدهای محیط زیستی، اجتماعی و سلامت را شفاف کنند و جامعه محلی در جریان قرار گیرد.
در آمریکا، نمونه بارز آن حوضه رود کلامت است. در این منطقه، پس از دههها بهرهبرداری و ساخت سدها، تصمیم گرفته شد چهار سد تخریب شوند تا رودخانه به وضعیت طبیعیتری برگردد. این تصمیم ساده نبود؛ مخالفان و موافقان داشت، اما در فرآیندی دموکراتیک و با مشارکت مردم محلی گرفته شد. همین فرآیند تضمین میکند که عدالت محیط زیستی رعایت شود و حقوق جوامع محلی پایمال نشود.
پرسش: در ایالات متحده٬ آیا هنوز میتوان پروژههای بزرگ را بدون ارزیابی اجرا کرد؟
میرچی: خیر. امروز هیچ پروژه بزرگی بدون ارزیابی دقیق محیط زیستی و اجتماعی اجرا نمیشود. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA)، ادارات منابع طبیعی، نهادهای نظارتی و جامعه مدنی همه درگیر هستند.
مثال خط لوله «کی-ستون» را به یاد بیاورید. این پروژه اقتصادی بزرگی بود، اما به دلیل اعتراضات گسترده و تحلیلهای محیط زیستی متوقف شد. در یک جامعه دموکراتیک، رسانهها، فعالان محیط زیست و دانشمندان میتوانند آزادانه نظر بدهند و این باعث میشود پروژهها یا متوقف شوند یا تغییر کنند.
البته حتی در آمریکا هم گاهی پروژهها با مقاومت روبهرو میشوند، اما تفاوت در این است که کانالهای دموکراتیک برای طرح نظر و اصلاح تصمیم وجود دارد. در کشورهایی که گردش آزاد اطلاعات محدود است و فساد سیستماتیک وجود دارد، چنین اصلاحی تقریباً ناممکن است.
پرسش: اگر ایران وارد دوره گذار دموکراتیک شود، حقیقتیابی محیط زیستی چه نقشی خواهد داشت؟
میرچی: بخش آب یکی از واضحترین حوزههایی است که آثار تخریب آن عیان شده است: خشکشدن دریاچه ارومیه، فرونشست دشتها و نابودی منابع زیرزمینی. مردم این بحرانها را با گوشت و پوست لمس کردهاند.
در فرآیند حقیقتیابی باید پرسیده شود: این تصمیمها چرا گرفته شدند؟ آیا از روی ناآگاهی بود یا آگاهانه منافع فردی و گروهی بر منافع عمومی ترجیح داده شد؟
مثلاً دریاچه ارومیه: آیا ما بهعنوان جامعه حاضر بودیم آن را قربانی کنیم تا چند سال تولید چغندر قند یا صنایع دیگر رونق بگیرند؟ یا سدسازیها: آیا برای بهبود معیشت مردم بود یا برای فروش پروژهها و منافع گروهی؟
پاسخ به این پرسشها میتواند جلوی تکرار همان اشتباهات را بگیرد.
پرسش: آیا باید همین امروز به نسل بعدی مدیران کشور هشدار داد؟
میرچی: قطعاً. برخی پروژهها مثل انتقال آب از سد طالقان به تهران شاید بهطور موقت بحران تشنگی را برطرف کنند، اما اینها مسکنهای کوتاهمدتاند.
راهحل واقعی در مدیریت تقاضا و استفاده هوشمندانه از مزیتهای جغرافیایی و فرهنگی ایران است. به جای تمرکز جمعیت در تهران، باید توسعه گردشگری، خدمات و صنایع پایدار در سایر استانها تقویت شود. ایران ظرفیتهای عظیمی در تاریخ، فرهنگ و طبیعت دارد که میتواند رونق اقتصادی ایجاد کند و فشار از روی منابع آب و انرژی کلانشهرها بردارد.
اگر این نگاه تقویت شود، حتی مهاجرت معکوس از تهران به مناطق دیگر امکانپذیر خواهد شد.
پرسش: برخی میگویند با تغییر حکومت، اسرائیل همه مشکلات آب ایران را حل خواهد کرد. این گفته چقدر واقعبینانه است؟
میرچی: این یک سادهسازی خطرناک است. ظرفیت کارشناسی ایران، چه در داخل و چه در میان متخصصان ایرانی خارج کشور، بسیار بالا است. امروز صدها پژوهشگر ایرانی در دانشگاهها و سازمانهای بینالمللی در حال کار روی مسائل آب و محیط زیست هستند.
البته همکاری بینالمللی لازم است، اما نه با سپردن همه امور به یک کشور خاص. همانطور که ایران در پزشکی مقصد گردشگری درمانی است، در حوزه مهندسی و محیط زیست هم ظرفیتهای فراوانی دارد.
میتوان از بهترین تجربههای جهانی استفاده کرد، اما تکیه بر دانش و توان داخلی، همراه با همکاری انتخابی و تخصصی، مسیر درست است.