نقی محمودی؛ مجله حقوق ما: خشونت خانگی به خشونتی اطلاق می شود که به صورت اتفاقی یا بین دو غریبه رخ نمی دهد بلکه در محیط خصوصی یا خانوادگی صورت می گیرد و به یک یا چند نفر آسیب میرساند. خشونت میتواند فیزیکی، روانی/عاطفی، جنسی، اقتصادی یا دیجیتال باشد. این نوع خشونت می تواند به طور مستقیم ظهور مادی پیدا کند و یا از خشونت کلامی و عاطفی به خشونت مادی برسد.
موسسه ملی بهداشت روان در سال ۱۹۹۲ خشونت خانوادگی را چنین تعریف می کند: «اعمالی که به طور فیزیکی یا هیجانی مضر هستند یا به صورت بالقوه منجر به آسیب بدنی می شوند؛ همچنین شامل زورگویی یا تجاوز جنسی، تهدید بدنی، تهدید به کشتن یا آسیب رساندن، محدود نمودن فعالیتهای عادی، سلب اختیار و محرومیت از دسترسی به منابع» شوند.
خشونت خانگی به عنوان خشونت شریک جنسی، همسرآزاری و آزار خانگی نیز شناخته میشود.
خشونت خانگی بهطور عمده به چهار دسته زیر تقسیم می شود:
۱- خشونت خانگی علیه زنان
۲- خشونت خانگی علیه مردان
۳- خشونت خانگی علیه کودکان
۴- خشونت خانگی علیه پیران
اشکال معمول:
خشونت جسمانی: ضربه زدن، لگد زدن، خفه کردن، سوزاندن، پرتاب اشیاء یا دیگر حملات فیزیکی.
خشونت جنسی: اجبار به انجام رفتارهای جنسی، تجاوز جنسی.
خشونت روانی/عاطفی، ایجاد ترس، تحقیر، انتقاد مداوم، انزوای دوستان.
خشونت مالی: کنترل بر پول، وابستگی اقتصادی، امتناع از منابع.
خشونت پیوسته و نقض حدود و حوزه ی خصوصی: تعقیب ناخواسته، تماس مداوم. محدودسازی آزادی، محدودیت بر ارتباطات اجتماعی و خانوادگی، کنترل بر آزادی حرکت، ارتباطات، دسترسی به اطلاعات.
نظارت دیجیتال: شنود، دستبرد در پیامها، ردیابی موقعیتها.
این مطلب در شماره ۲۴۷ مجله حقوق ما منتشر شده است
ویژگیهای اصلی:
نسبت قدرت و وابستگی: خشونت اغلب برای کنترل دیگری استفاده میشود.
گرایش به تکرار: الگوهای خشونت با گذر زمان پایدار میشوند.
کاهش گزارشدهی: قربانیان به دلیل شرمساری یا ترس از انگ زدن کمتر از خشونت گزارش میکنند.
پیامدها: جراحتها، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد، قطع روابط، مشکلات در محل کار.
روشهای حمایت حقوقی: گزارش کیفری برای ضرب و جرح، تهدیدها یا تعقیب؛ اقدامات حقوقی مدنی مانند دستور موقت توقف، منع حضور یا تماس؛ در صورت نیاز، ترتیبات نفقه یا دارایی.
خشونت خانگی نسبت به مردان:
معمولا وقتی از خشونت خانگی بحث می شود اولین چیزی که به ذهن متبادر می شود خشونت نسبت به زنان یا کودکان است در حالی که خشونت نسبت به هم مردان آمار نسبتا گستردهای را شامل میشود.
بنابراین مردان نیز قربانی خشونت خانگی از سوی همسران خود میشوند. بر اساس آماری که در بریتانیا ارائه شده، از هر سه قربانی خشونت خانگی، دو نفر زن و یک نفر مرد هستند. بر این اساس، برخی فعالان معتقدند برای مقابله موثرتر با معضل خشونت خانگی و جنسی باید از آن جنسیتزدایی کرد.
تحقیقات نشان میدهند که مردان به دلیل نوع برخورد اجتماعی که با این موضوع میشود، معمولا به خود به عنوان قربانی خشونت خانگی نمینگرند. با این رویکرد هزینهای که مردان آسیبدیده تقبل میکنند، بسیار سنگین است: «آنها از مشکلات ناخوشیهای جسمی و روحی طولانیمدت که نتیجه تجربه خشونت است، حرف میزنند.»
شکلهای رایج خشونت علیه مردان عبارتند از خشونت فیزیکی، خشونت جنسی، خشونت عاطفی، سوءاستفاده مالی، تعقیب، محدود کردن ارتباطات/آزاد بودن حرکت، نظارت دیجیتال.
علت عدم گزارش یا شکایت کافی: مردان کمتر کمک میطلبند و گزارش خشونت را کمتر انجام میدهند؛ ترس از برچسب اجتماعی و انتظار «مرد قوی» در این ارتباط نقش مهمی دارد.
پیامدها: آسیبهای جسمی، اختلال استرس پس از ضربه، افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد مخدر و روانگردانها، قطع روابط، مشکلات در محل کار.
امکانهای حمایتی قانونی: شکایت کیفری برای ضرب و جرح، تهدیدها یا تعقیب؛ اقدامات حقوقی مدنی مانند دستور موقّت توقف، منع حضور یا تماس؛ در صورت نیاز مسائل نفقه یا دارایی.
امکانات کمکی: شمارههای اضطراری، خانههای امن زنان در برخی از کشورها، غالباً برای زنان طراحی شدهاند، اما مراکز مشاوره ویژه برای مردان وجود دارد؛ مشاوره تلفنی و آنلاین، خطوط بحران، مشاوره حقوقی.
نکات در زمان خطر فوری:
تهیه برنامه امنیتی (محل، مسیر خروج، مسیرهای فرار، تماسهای مهم)، ارتباط امن (بررسی رمزعبورها، بررسی دستگاهها از نفوذ)، حفظ ارتباط با افراد قابل اعتماد.
علائم هشداردهنده که باید جدی گرفته شوند: تهدیدها، ارعاب، کنترل پول یا رسانهها، تحقیرهای مکرر، انزوا از دوستان/خانواده.
رجوع به مراکز مشاوره ملی، پلیس در مواقع فوری، دادگاههای خانوادگی یا دادگاههای مدنی، مشاوره NGO برای قربانیان خشونت؛ البته پیدا کردن مراکز مخصوص مردان ممکن است بستگی به منطقه داشته باشد.
تاثیر خشونت خانگی بر خردسالان:
در صورتی که خردسالان خود مستقیما در معرض خشونت خانگی قرار گیرند یا در معرض خشونت یکی از والدین به دیگری قرار بگیرند در هر دو حالت اثرات این خشونت به مثابه زخمی ماندگار در ذهن و روحشان لانه می کند.
کودکآزاری عبارت است از هر گونه بدرفتاری فیزیکی یا عاطفی، سواستفاده جنسی، غفلت یا رفتار همراه با بیتوجهی یا استثمار تجاری یا سایر انواع استثمار، که منجر به آسیب واقعی یا احتمالی به سلامت، بقا، رشد یا کرامت کودک در زمینهٔ روابط یا مسئولیت، اعتماد یا قدرت شود (تعریف سازمان جهانی بهداشت).
برخی از این آثار میتواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس کردن، مثل حبس در حمام یا زیرزمین نمونهٔ کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است.
خشونت خانگی علیه سالخوردگان:
پیر آزاری که «سالمند آزاری» نیز نامیده میشود «یک مورد یا مواردی مکرر از عدم عمل مناسب در رابطهای است که انتظار اعتماد وجود دارد ولی عدم انجام عمل مناسب باعث صدمه یا پریشانی شخص مسن میشود.» این تعریف توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) به کار گرفته میشود. قوانین مشابه که مربوط به محافظت بزرگسالان وابسته در برابر سوءاستفاده هستند نیز تعاریف مشابهی را استفاده میکنند.
عوامل خطر مختلفی احتمال سالمندآزاری را افزایش میدهد از جمله افراد سالخوردهای که:
مشکلات حافظه (مانند زوال عقل)
یک بیماری روانی
کمتوانی جسمی
دارای افسردگی، تنهایی یا عدم حمایت اجتماعی
مصرف بیرویهی الکل یا مواد دیگر
داروهایی مصرف میکنند که قضاوت را مختل میکند
از نظر کلامی یا جسمی با مراقبتکننده مبارزه میکنند
داشتن سابقه جنایی
آمار خشونت خانگی علیه زنان در ایران:
در یک دهه اخیر پژوهشهای فراوانی در مورد خشونت خانگی انجام شده که آخرین آن در سال ۱۳۸۳ در گزارشی ۳۲ جلدی و هر جلد بیش از ۲۰۰ صفحه به پایان رسیده و ۲۸ استان کشور بررسی شدهاند. کارفرمای این طرح دفتر امور اجتماعی وزارت کشور ایران و شریک پژوهشی آن، با مشارکت معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران است.
این پژوهشها نشان میدهد که ۶۶٪ زنان در ایران از اول زندگی مشترکشان تا کنون، دستکم یکبار مورد خشونت قرار گرفتهاند. با این حال میزان و انواع خشونت در استانهای کشور تفاوتهای معناداری دارند. در این پژوهش ۲۵ مورد خشونت خانگی طبقهبندی شده که در این طبقهبندی خشونت روانی و کلامی رتبه نخست و خشونت جنسی رتبه آخر را به خود اختصاص داده است. البته آمار پایین خشونت جنسی، مربوط به هنجارهای عرفی و حتی شرعی درباره اظهار خشونتهای جنسی در جامعه و فرهنگ ایرانی است. عدم حمایت از قربانیان و عدم مجازات عاملان خشونت جنسی، زنان را به خودسانسوری وا میدارد و آمار درستی از میزان واقعی آن در دسترس نیست.
رئیس انجمن روانپزشکان ایران گفت: ۲۰ درصد زنان ایرانی متحمل خشونت فیزیکی و ۵۰ تا ۶۰ درصد آنها تجربه خشونت کلامی را داشتهاند.
قوانین مربوط به خشونت خانگی:
متاسفانه در ایران، قوانین خاصی برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی تدوین و تصویب نشده است و موارد خشونت صرفا از طریق قانون مجازات اسلامی و قانون آئین دادرسی کیفری قابل شکایت است، در حالی که چنین قانونی مثلا در کشور همسایه ی ایران (افغانستان) در سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت به تصویب رسیده بود؛ گرچه با آمدن طالبان شرایط تغییر کرد.
قانون مذکور به منظور دفاع و اعاده ی حیثیت برای زن افغانستان پس از سالها جنگ و مشقت از طرف دولت افغانستان به تصویب رسیده بود.