سازمان حقوق بشر ایران؛ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴: یک منبع نزدیک به خانواده محمد رحمتی، جوان ۲۸ سالهای که در جریان اعتراضات سراسری با شلیک نیروهای امنیتی جان باخت، جزئیات تازهای را از نحوه کشته شدن او در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار داد.
محمد رحمتی، متولد سال ۱۳۷۶ و ساکن محله هروی تهران در شامگاه ۱۸ دی ماه و تنها حدود نیمساعت پس از خروج از منزل هدف شلیک گلوله قرار گرفت.
تانیا رحمتی، دانشجوی حقوق بشر و از بستگان محمد رحمتی، به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «محمد بلافاصله پس از فراخوانهای اعتراضی از خانه خارج شد و مأموران امنیتی در نزدیکی محل سکونتش او را با شلیک مستقیم کشتند.»
او ادامه داد: «روایتهای مختلفی از تعداد گلولهها وجود دارد، اما بر اساس اطلاعاتی که از بستگان نزدیک به دست آوردم، سه یا چهار گلوله به ناحیه شکم محمد اصابت کرده که حداقل یکی از آنها گلوله جنگی بوده است.» به گفته این منبع نزدیک به خانواده رحمتی، با وجود جراحات شدید، محمد پس از اصابت گلولهها همچنان هوشیار بود و از دوستانش خواست او را به خانه برسانند؛ «سپس، پدرش او را به بیمارستان لبافینژاد تهران برد.»
تانیا رحمتی در مورد زمان دقیق جانباختن محمد گفت: «روایتهای متفاوتی وجود دارد. برخی گفتند محمد در مسیر انتقال به بیمارستان جان باخت و برخی دیگر گفتند که پس از رسیدن به بیمارستان، پیش از انتقال به اتاق عمل، جان خود را از دست داد. با این حال، پیکر او ابتدا به بیمارستان لبافینژاد تحویل داده شد و به خانواده اعلام کردند که گواهی فوت صادر شده است و روز بعد میتوانند پیکر محمد را تحویل بگیرند.»

به گفته او، روز بعد، هنگامی که پدر محمد برای تحویل پیکر فرزندش به بیمارستان مراجعه کرد به او گفتند که پیکر بدون اطلاع خانواده به کهریزک منتقل شده است. خانواده سه روز بهطور مستمر در کهریزک در جستوجوی پیکر محمد بودند؛ «در یکی از این مراجعهها دیدند در سولههای کهریزک، هزاران پیکر بینامونشان نگهداری میشد.»
او افزود: «بالاخره پس از سه روز جستوجو، پیکر محمد را با کدی مشخص شناسایی کردند. با این حال، برای تحویل پیکر، خانواده مجبور شدند تعهدنامهای را امضا کنند؛ تعهدی که بر اساس آن، موظف بودند اعلام کنند فرزندشان را "تروریستها" کشتند و از هرگونه گفتوگو با رسانهها منع شدند. خانواده نقشداشتن "تروریستها" در کشتهشدن محمد را نپذیرفتند، اما تحت فشار و صرفاً برای تحویل گرفتن پیکر فرزندشان، تعهدی امضا کردند.»
تانیا رحمتی ادامه داد : «حتی در روز خاکسپاری نیز نیروهای امنیتی از خانواده تعهدهای جدیدی گرفتهاند؛ از جمله فیلمبرداری نکردن، تجمع نکردن و خودداری از مصاحبه با رسانهها. تنها پس از امضای این تعهدها، اجازه دادند پیکر محمد دفن شود. خاکسپاری در محلی که خانواده انتخاب کردند انجام شد.»

این منبع نزدیک بهخانواده رحمتی همچنین اعلام کرد که در این پرونده، برخلاف برخی موارد مشابه، از خانواده درخواست وجه مالی نشد و تنها شرط تحویل پیکر، امضای تعهد و پذیرش روایت تحمیلی نهادهای امنیتی بود.
او اضافه کرد که محمد رحمتی مجرد بود و با پدر سالخوردهاش زندگی میکرد. مادر او سالها پیش فوت کرده بود و خواهر یا برادری نداشت؛ «به گفته بستگان، نبود اعضای درجه یک خانواده، یکی از دلایلی بود که پیگیری دادخواهی این پرونده را با دشواری بیشتری مواجه کرد.»
بر اساس گفتههای این منبع، محمد از سالها پیش نسبت به مسائل اجتماعی و حقوق زنان حساس بود و در مواردی تلاش میکرد در برابر آزار زنان توسط گشت ارشاد مداخله کند؛ «محمد پیش از اعتراضات اخیر نیز دیدگاههای انتقادی و معترضانهای داشت و در پیامهایی که از او باقی مانده آشکارا از امیدش به تغییر و مقابله با بیعدالتی سخن گفته است.»