روایت‌های کشته‌شدگان؛ فرزین پوست‌آشکن، معترض ۲۶ ساله‌ای که با شلیک تک‌تیرانداز در اصفهان کشته شد

7 مارس 2026، ساعت 20:26

سازمان حقوق بشر ایران؛ ۱۶ اسفند ۱۴۰۴: دو منبع نزدیک به خانواده فرزین پوست‌آشکن دورکی، معترض ۲۶ ساله ساکن اصفهان، جزئیات تازه‌ای را از نحوه کشته‌شدن او، روند انتقال پیکر و فشارهای امنیتی بر خانواده‌اش در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار دادند.

فرزین پوست‌آشکن دورکی، متولد ۲۹ شهریور ۱۳۷۸، آرایشگر و مجرد بود که در شهرک ولی‌عصر اصفهان صاحب یک مغازه آرایشگری مردانه به نام «آقای خاص» داشت. به همین دلیل مشتری‌ها و دوستانش او را «آقای خاص» صدا می‌کردند.

 

یک منبع نزدیک به خانواده پوست‌آشکن به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «فرزین شامگاه ۱۸ دی‌ماه در راه بازگشت از محل کار به اعتراضات ضدحکومتی پیوست و حدود ساعت ۲۲:۴۵ در خیابان دکتر حسابی، سه‌راه سیمین اصفهان، هدف شلیک تک‌تیراندازی قرار گرفت که از پشت‌بام به‌سوی مردم تیراندازی می‌کرد. گلوله‌ای جنگی به پشت سر او و نزدیک گوشش، اصابت کرد.»

به گفته این منبع آگاه، برادر بزرگ‌تر فرزین همراهش بود و در حالی‌که پیکر خونین او را در آغوش داشت، با خودرو او را به بیمارستان میلاد رساند؛ «شمار زیادی از مأموران امنیتی در بیمارستان حضور داشتند، اما کادر درمان با تمام توان برای رسیدگی به وضعیت فرزین و احیای او تلاش کردند. با این حال، عملیات احیا مؤثر واقع نشد و جان داد.»

این منبع مطلع اضافه کرد که مأموران امنیتی حتی به مادر فرزین -که در راه بازگشت از سفر مستقیماً خود را به بیمارستان رسانده بود- اجازه دیدن صورت پسرش را ندادند و خانواده را مجبور کردند بیمارستان را ترک کنند. 

خانواده فرزین به مدت شش روز برای یافتن پیکر بی‌جان او تلاش کردند و در نهایت او را در باغ رضوان پیدا کردند. به دلیل همین تأخیر، مراسم خاک‌سپاری او با هفتم مصادف شد. این مراسم با تعداد محدودی از اعضای خانواده و با حضور نیروهای لباس‌شخصی  به‌شرط «شعار ندادن» در آرامستان فولادشهر برگزار شد.

این منبع نزدیک به خانواده در ادامه گفت: «یک روز بعد، خانواده او مراسم دیگری با حضور تعداد زیادی از مردم بر سر مزارش برگزار کردند؛ مراسمی که با رقص سوگ همراه شد.»

به‌گفته این منبع مطلع، خانواده فرزین پوست‌آشکن تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی قرار دارند؛ «مادر و برادر بزرگ‌تر فرزین در وضعیت روحی بسیار نامناسبی قرار دارند. برادر بزرگ‌تر او که ناچار پیکر خونین فرزین را تا بیمارستان در آغوش داشت، دچار تیک‌های عصبی شده است و هر شب تا نزدیکی‌های صبح بر مزار برادرش می‌ماند.»

یکی از دوستان فرزین نیز درباره خصوصیات اخلاقی او به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «او پسری بسیار مهربان و شوخ‌طبع بود که همه دوستان و مشتریانش او را بسیار دوست داشتند. شب‌های عید، از اواسط اسفندماه که تعداد مشتری‌ها زیاد می‌شد، فرزین فقط سه ساعت در شب می‌خوابید و مرتب کار می‌کرد.»

منبع نزدیک به خانواده نیز گفت: «دوستان و نزدیکان فرزین او را جوانی مسئولیت‌پذیر می‌شناسند. برای خواهر کوچک‌ترش که دارای معلولیت است، تکیه‌گاه بود و در تمام این سال‌ها مانند یک پدر از او مراقبت می‌کرد.»

به‌گفته او، فرزین قبل از جنگ ۱۲ روزه به اروپا سفر کرده بود، اما بعد از دو هفته خودش را به‌سختی به اصفهان رساند؛ «وقتی به او گفتم که ای‌کاش به ایران باز برنمی‌گشت، گفت که به‌خاطر خانواده‌اش برگشته است. او آرزو داشت که یک روز در ایران برند خودش را داشته باشد.»