روایت‌های شاهدان عینی از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در خوزستان؛ شلیک مستقیم به معترضان و بازداشت‌های گسترده

12 آوریل 2026، ساعت 11:05

سازمان حقوق بشر ایران؛ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵: اطلاعات دریافتی از منابع مطلع و شاهدان عینی نشان می‌دهد که در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در استان خوزستان، نیروهای امنیتی و نظامی با استفاده از سلاح‌های جنگی و شلیک مستقیم، معترضان را هدف قرار داده‌اند. این سرکوب در شهرهایی چون اهواز، دزفول، ایذه، اندیمشک و باغ‌ملک با الگوهایی از جمله تیراندازی از پشت‌بام‌ها و نقاط مرتفع، کشتن مجروحان، محرومیت برخی زخمی‌ها از دسترسی به درمان، و بازداشت‌های گسترده حتی پس از پایان اعتراضات همراه بوده است. گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشر ایران از فشار بر خانواده‌ها برای سکوت و پنهان‌سازی اطلاعات درباره کشته‌شدگان و بازداشت‌شدگان حکایت دارد.

 

آنچه در ادامه می‌آید، جزئیاتی از نحوه اجرای این سرکوب در شهرهای مختلف خوزستان است. این جزئیات بر پایه روایت‌های میدانی، تصویری روشن‌تر از ابعاد و شیوه‌های به‌کاررفته در برخورد با معترضان ارائه می‌دهد.

استفاده از سلاح جنگی به قصد کشتن معترضان

شواهد متعدد نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی و نظامی به‌جای کنترل جمعیت معترض با هدف کشتن مردمی که به خیابان‌ها آمده بودند از سلاح‌های جنگی استفاده کرده‌اند. 

یک شاهد عینی از اهواز به سازمان حقوق بشر ایران گفت که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جمعیت پرشماری از اطراف این شهر به سمت سه‌راه نادری حرکت کردند: «شامگاه ۱۸ دی‌ماه جمعیت، چندصدهزار نفر بود به‌طوری که احساس می‌کردیم شهر را تسخیر کرده‌ایم. صدای تیراندازی می‌آمد، اما به‌دلیل گستردگی جمعیت مشخص نبود از کجا شلیک می‌شود.»

این شاهد عینی گفت که در آن دو روز مأموران با شلیک مستقیم، معترضان را هدف قرار دادند و تعدادی نیز کشته و مجروح شدند. به گفته او، بیشترین آمار کشته‌شدگان مربوط به مناطقی مانند چهارراه نادری و باهنر بود؛ «۱۹ دی‌ماه، در منطقه باهنر که معترضان اکثراً بختیاری بودند، مقابل بسیجی‌ها و مأموران مقاومت کردند که به درگیری فیزیکی منجر شد. مأموران از بالای پشت‌بام‌ها شروع به تیراندازی کردند و تعداد زیادی از معترضان کشته شدند.»

به گفته زاگرس رشیدی اهل دزفول که خارج از کشور زندگی می‌کند، مرتضی جهانگیری از معترضانی است که به‌دست مأموران حکومت کشته شد.  

او همچنین از تجمعات گسترده‌ای در نقاط مختلف شهر دزفول از جمله بلوار فتح‌المبین، چهارراه شریعتی، خیابان خمینی و فلکه ساعت خبر داد: «در بسیاری از این مناطق تیراندازی مستقیم به معترضان صورت گرفت.» او افزود:  «در میان مأمورانی که شلیک می‌کردند، افراد معمم هم بودند.»

عرفان کردی، شهروند دزفولی ساکن اروپا به سازمان حقوق بشر ایران گفت که نیروهای سپاه، بسیج و پلیس در دزفول با استفاده از گاز اشک‌آور و سپس اسلحه‌های جنگی ازجمله کلاشنیکف به‌سمت مردم شلیک کردند؛ «نیروهای سپاه و بسیج با همکاری کلانتری‌ها از همان ورودی شهرک حمزه ابتدا با گاز اشک‌آور و سپس با اسلحه به‌سوی مردم شلیک کردند.»

 به گفته او، در اندیمشک اعتراضات از ۱۵ دی‌ماه آغاز شده بود و مردم در جاده سد دز تجمع کردند. این اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید.

حامد اورک ، اهل ایذه که در آلمان سکونت دارد، درباره اعتراضات در شهر ایذه به سازمان حقوق بشر ایران گفت که شروع آن از نهم دی‌ماه بود، در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه شدت گرفت و با تیراندازی مستقیم به معترضان همراه شد.

تیراندازی از ارتفاع و ایجاد تله مرگ

یکی از الگوهای تکرارشونده در سرکوب در این استان، استقرار نیروها در نقاط مرتفع و هدف قرار دادن جمعیت از بالای ساختمان‌ها بود.

زاگرس رشیدی، از استقرار تک‌تیراندازها و شلیک مستقیم به معترضان در شب ۱۹ دی خبر داد و از قول شاهدان عینی به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «از پشت‌بام‌ها و کوچه‌ها مردم دزفول را به رگبار بستند.»

او همچنین به استفاده از دراگونوف (اسلحه تک‌تیرانداز نیمه‌اتوماتیک) اشاره کرد که مأموران با آن از پشت‌بام فروشگاه سیاه‌پوش به مردم شلیک می‌کردند. به‌ گفته او، برخی از این نیروها عربی حرف می‌زدند و مأموران فارسی‌زبان آنان را هدایت می‌کردند.

حامد اورک نیز گفت: «در چهارراه هلال‌احمر مأموران از بالای ساختمان هلال‌احمر به سمت مردم شلیک می‌کردند. برای همین، مردم ساختمان هلال‌احمر را به آتش کشیدند و چندین بانک نیز آتش گرفت. چندین نفر کشته و زخمی شدند که از وضعیت زخمی‌ها هیچ اطلاعاتی در دسترس نیست.»

 

به گفته عرفان کردی، حکومت برای سرکوب معترضان در اندیمشک از اهواز نیرو اعزام کرده بود؛ «در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه جمعیت زیادی در میدان امام اندیمشک تجمع کردند که مأموران راه‌ها را از همه‌طرف بستند و هیچ راه فراری برای مردم باقی نماند. تعدادی در همان محل کشته، زخمی و بازداشت شدند.»

کشتار گسترده و تیر خلاص به مجروحان

شواهد حاکی از آن است که کشتار معترضان به زمان درگیری‌های خیابانی محدود نماند و در مواردی پس از آن نیز ادامه یافت، به‌طوری‌که مأموران امنیتی برخی از مجروحان را پس از انتقال یا در مراکز درمانی کشتند.

در اهواز، در ۱۹ دی‌ماه، یک جوان بر شانه‌های جمعیت رفت و پرچم شیروخورشید را بالای مسجد جوادالائمه برافراشت و به مردم سلام نظامی داد. به گفته شاهد عینی از اهواز، این اقدام با استقبال مردم روبه‌رو شد؛ «اما بلافاصله پس از پایین آمدن، مأموران او را با خشونت بازداشت کردند. هویت و سرنوشت این جوان همچنان نامعلوم است.»

 در این ارتباط، زاگرس رشیدی درباره حوادث دزفول گفت: «بسیاری از زخمی‌ها بعدتر در بیمارستان با تیر خلاص کشته شدند و هنوز تعدادی تحت تعقیب قرار دارند. بسیاری از خانواده‌های کشته‌شدگان تحت فشار نهادهای امنیتی هنوز درباره اعضای کشته‌شده خود اطلاع‌رسانی نکرده‌اند.»

او همچنین از ربوده‌شدن مجروحان و قتل آنان خبر داد: «نهادهای امنیتی تعدادی از زخمی‌ها را ربوده و با تیر خلاص کشته‌اند.»

به گفته او به نقل از شاهدان عینی، مقابل امامزاده سبزقبا دست‌کم ۷۰ جنازه روی زمین افتاده بود و در محدوده چهارراه قاضی نیز ده‌ها نفر کشته و زخمی شدند: «شهر به جهنمی از آتش و باروت تبدیل شده بود. انگار برای کشتن معترضان، و نه بازداشت آن‌ها، دستور صادر شده بود.» 

یک شاهد عینی از دزفول به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «یک پرستار به من گفت که در پایان شب ۱۹ دی، به‌تنهایی روی ۵۰ پیکر کشته‌شده کاور کشیده بود.»

محاصره بیمارستان و تیر خلاص به مجروحان

علاوه‌بر کشتار، موارد متعددی از خشونت شدید، رفتارهای غیرانسانی و حتی تیر خلاص به مجروحان گزارش شده است.

یک شاهد عینی از شهر باغ‌ملک به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «مأموران زیر گلوی یک پسر ۱۷ساله آن‌قدر شوکر را نگه داشتند که تشنج کرد و به زمین افتاد. مردم او را درحالی به بیمارستان منتقل کردند که به کما رفته بود. نیروهای امنیتی اطراف بیمارستان را محاصره کرده بودند ولی خانواده جوان توانستند فرزندشان را از بیمارستان خارج کنند و او هنوز به‌صورت پنهانی تحت درمان است.»

به گفته او، معترضان در این شهر با دست خالی و سنگ مقابل نیروهای مسلح ایستادگی کردند و حتی سنگر ساختند.

همچنین براساس گزارش‌ها، برخی مجروحان از پذیرش در مراکز درمانی محروم شدند و در مواردی نیز پس از انتقال، با تهدید، تعقیب یا حتی تیر خلاص مواجه شدند.

یک شاهد عینی از  اهواز گفت: «به‌جز تعداد اندکی از بیمارستان‌ها از جمله کلینیک آب‌وبرق خوزستان و بیمارستان امام، اکثر مراکز درمانی زخمی‌ها را پذیرش می‌کردند.»

زاگرس رشیدی نیز گفت:‌ «در دزفول، نهادهای امنیتی تعدادی از زخمی‌ها را ربوده و با تیر خلاص کشته‌اند. تعدادی از مجروحان نیز با کمک جراحان در داخل خانه‌ها درمان شده‌اند.»

ادامه سرکوب معترضان پس از اعتراضات

سرکوب و فشار به مردم معترض پس از پایان اعتراضات در خوزستان نیز ادامه یافت. به گفته عرفان کردی، در دزفول بازداشت‌های خانه‌به‌خانه از ۱۹ دی آغاز شد؛ «هر مرد و پسری را می‌دیدند بازداشت می‌کردند. از مردم فیلم گرفتند و بعداً براساس همان‌ فیلم‌ها بازداشت‌ها انجام شد.»

زاگرس رشیدی نیز از قول شاهدان عینی گفت: «چندصدنفر در دزفول تحت تعقیب قرار دارند و برخی از بازداشت‌شدگان با اتهام‌هایی مانند استفاده از سلاح یا آتش‌زدن امامزاده سبزقبا مواجه‌اند.» البته به گفته او، با توجه به شرایط شهر، این اتهامات همگی می‌تواند ساختگی و در راستای تحریک احساسات مذهبی باشد. او همچنین اشاره کرد که در برخی موارد، بازداشتی‌ها در دزفول به مکان‌های غیررسمی مانند زیرزمین مسجد حجت بن‌الحسن در خیابان بوعلی منتقل شده‌اند.

شاهد عینی از اهواز نیز گفت: «در استان خوزستان بیش از چهار یا پنج هزار نفر بازداشت شدند و آمار کشته‌شدگان بسیار بالاست، ولی به دلیل این‌که منطقه‌ای اتنیکی است و بسیاری با هم قوم‌وخویش‌اند، تنها امید خانواده‌ها کمک از همین روابط قوم‌وخویشی برای آزادی فرزندانشان است. خانواده‌ها تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار دارند و درست به‌همین دلیل از اطلاع‌رسانی درباره وضعیت عزیزان کشته، مجروح یا بازداشت‌شده خودداری می‌کنند.»

در همین ارتباط، حامد اورک به سرکوب معترضان در ایذه پس از اعتراضات اشاره کرد و گفت:‌ «بازداشت‌های فله‌ای با چک‌‌کردن دوربین‌های مداربسته ادامه دارد. خانواده‌های افراد بازداشت‌شده را برای اطلاع‌رسانی نکردن، تحت فشار می‌گذارند و گاهی برای تشدید فشار، بقیه اعضای خانواده را به بازداشت تهدید می‌کنند.»

به گفته او اعتراف اجباری یک دختر ۱۸ ساله از ایذه به نام شادی موسوی رکعتی همراه با تصاویر حضورش در اعتراضات، از خبرگزاری فارس پخش شد.

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که سرکوب اعتراضات دی‌ماه در خوزستان نه‌تنها گسترده، بلکه دارای الگوهای مشخصی بوده است: استفاده از سلاح جنگی، شلیک مستقیم با قصد کشت، استقرار نیروهای مسلح در ارتفاع، حذف مجروحان، بازداشت‌های گسترده، اعترافات اجباری و اعمال فشار سیستماتیک بر خانواده‌ها برای پنهان‌سازی حقیقت.