نام‌گذاری و هویت: چالش‌های انتخاب اسم در ایران

5 مه 2026، ساعت 18:40

مینا موحد؛ مجله حقوق ما: «نام‌ها» فقط واژه نیستند بلکه هم آینه‌ای از فرهنگ، تاریخ و تحولات اجتماعی‌اند و هم نخستین نشانه هویتی انسان‌ها؛ نقطه شروع معرفی به جامعه و بخشی ماندگار از شخصیت فردی و اجتماعی. 

به روشنی می‌توان دید روند نام‌گذاری در ایران طی دهه‌های اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است؛ از گرایش به نام‌های سنتی و مذهبی گرفته تا علاقه به نام‌های جدید، کوتاه یا برگرفته از منابع متفاوت. 

اما انتخاب نام کودک در ایران صرفاً تابع سلیقه والدین نیست و چارچوب‌های قانونی مشخصی بر آن نظارت می‌کند. اداره ثبت احوال با استناد به ضوابط فرهنگی، مذهبی و زبانی، برخی نام‌ها را مجاز و برخی دیگر را ممنوع اعلام می‌کند و این مسئله پرسش‌هایی درباره حدود آزادی انتخاب نام، معیارهای ممنوعیت و تسهیل یا محدودسازی تنوع نام‌ها به‌وجود آورده است. 

این گفت‌وگو در شماره ۲۵۱ مجله حقوق ما منتشر شده است

در گفت‌وگو با حسین قاضیان (جامعه شناس)،  به بررسی ابعاد اجتماعی این موضوع پرداخته‌ایم:

 

از نگاه شما (نام) در هویت فردی و اجتماعی انسان چه جایگاهی دارد؟
نام از یک سو، بخشی از تصویری را شکل می‌دهد که من از خودم دارم و از سوی دیگر، بخشی از تصویری را می‌سازد که دیگران از من دارند. اما از آن جا که انتخاب نام در یک بستر اجتماعی صورت می‌گیرد، خواه ناخواه از همان بستر اجتماعی هم اثر می‌پذیرد و رنگ می‌گیرد. در بعد شخصی، نام با توجه به زمینه جامعه‌ای که فرد در آن زندگی می‌کند، می‌تواند بر اعتماد به نفس فرد اثر بگذارد. برای همین بعضی افراد از نام خود احساس شرم می‌کنند و از دیگران می‌خواهند آن‌ها را به نامی صدا کنند که آن‌ها ترجیح می‌دهند. برخی پژوهش‌‌ها نشان داده‌است نام‌هایی که غیر متعارف یا متعلق به اقلیت است، بر احتمال به دست آوردن فرصت‌های شغلی اثر منفی دارد. نام حتی می‌تواند حامل انتظارات اجتماعی باشد، مثلا از رستم، حتی به شوخی، انتظار نمی‌رود ترسو باشد.
بر این اساس باید گفت نام یک «نشانه اجتماعی» است و مثل تابلوی راهنما عمل می کند. به ما امکان می‌دهد جنسیت، قومیت ، مذهب و حتی طبقه اجتماعی فرد را حدس بزنیم، در باره‌اش داوری‌هایی کنیم و از او انتظاراتی داشته باشیم. در جامعه‌هایی که شکاف و تنش هویتی بالا می‌گیرد، گاهی نام فرد می‌تواند نوعی «بیانیه اجتماعی» هم به حساب بیاید.
مثلا در اواسط دهه ۵۰ شمسی پیمایش‌های اجتماعی نشان می‌داد نسبت کسانی که فکر می‌کنند ایران در آینده‌ بیشتر مذهبی خواهد بود سه برابر بیشتر از کسانی است که فکر می کنند ایران در آینده کمتر مذهبی خواهد بود. در همین سال‌ها می‌بینیم گرایش به انتخاب نام‌های مذهبی برای فرزندان رو به افزایش است، به ویژه نام‌های جدیدتر مذهبی که در نام‌گذاری سنتی کمتر مورد استقبال بوده است. اسم‌هایی مانند ابوذر، یاسر و زینب که رنگ و بویی از نوعی اسلام سیاسی و مبارزه دارند. 

به همین ترتیب پیمایش‌هایی که بعد از انقلاب ۵۷ انجام شده، روند معکوسی را در تمام این سال‌ها نشان‌ می‌دهد. به طوری که آخرین پیمایش ملی در ۱۴۰۲ نسبت افرادی که معتقدند آینده ایران کمتر مذهبی خواهد بود حدود ۹ برابر کسانی است که می‌گویند آینده بیشتر مذهبی خواهد بود. در تمام سال‌های منتهی به همین پیمایش، میزان گرایش به انتخاب نام‌های مذهبی کمتر شده و گرایش به انتخاب نام‌های غیرمذهبی افزایش پیدا کرده است. حضور نام‌هایی چون رستا، آوا، باران، آراد، آریا و سامیار در میان برترین نام‌های انتخاب شده در سال‌های اخیر نشانه‌ای از این تحول است و نشانی از رابطه هویت فردی و اجتماعی از طریق نام است.
 

چرا انتخاب نام را می‌توان یک حق فرهنگی/اجتماعی برای خانواده‌ها دانست؟
بنا به کنوانسیون حقوق کودک، هر فردی از بدو تولد از حق داشتن نام برخوردار است و دولت‌هـای عضـو  متعهـد می‌شـوند حـق کودک بـرای حفظ هویـت خـود را، مطابـق قانـون و بـدون مداخلـه غیـر قانونـی، تضميـن کنند. در نتیجه، دولت‌هایی که این پیمان را امضا کرده‌اند (از جمله دولت ایران) با وضع قانون هم نمی توانند این حق را لغو یا محدود کنند.
صرف نظر از بعد قانونی، از نظر حقوقی هم این موضوع مهمی است. نام، نخستین نشانه های هویتی فرد و از جمله هویت فرهنگی اوست. از آن جا که حفظ و انتقال هویت فرهنگی بخشی از حقوق فرهنگی به حساب می‌آید، خانواده‌ها حق دارند برای حفظ و انتقال هویت فرهنگی‌ای که به آن تعلق دارند نام فرزنشان را انتخاب کنند. وضعیت تناقض آمیزی که در این حالت به وجود می‌آید این که خانواده‌ ها ممکن است از انتخاب نام فرزند خود به عنوان ابزاری برای حفظ و انتقال هویت گروهی که به آن تعلق دارند استفاده کنند. مادام که فرزند به سن قانونی نرسیده است، شاید نتوان راه حل روشنی برای این چالش پیدا کرد. اما مهم است که دولت‌ها در این موارد برای افرادی که پس از رسیدن به سن قانونی، به هر دلیلی مایل به تغییر نام خود هستند، فرآیند‌های قانونی تغییرِ نام را آسان کنند. در این صورت نه تنها حق انتخاب نام، به خود فرد بازمی‌گردد (حقی که تا زمان رسیدن به سن قانونی در اختیار والدین بود)، بلکه در صورتی که والدین نام کودک را به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف‌های فرهنگی و گروهی انتخاب کرده باشند، کودک با رسیدن به سن قانونی بتواند از این وضعیت بیرون بیاید.


اگر نام انتخاب شده از نظر اجتماعی آسیب زا باشد، مسئولیت با والدین است یا دولت؟
چون اختیار انتخاب نام به والدین داده می‌شود، پس مسوولیت ابتدایی هم متوجه آنان است. اما از سوی دیگر پای حقوق کودکی که برایش نامی انتخاب می‌شود هم در میان است. این کودک چون در زمانی که برایش نامی انتخاب می‌شود در موقعیتی نیست که از حقوق خود دفاع کند، پس حکومت می‌تواند به عنوان نماینده مفروض کودک عمل کند و والدین را از انتخاب نام‌های آسیب‌زا پرهیز دهد یا محدود و ممنوع کند. به علاوه دولت‌ها می‌توانند فرآیند تغییر نام‌های مناسب را وقتی فرد به سن قانونی می‌رسد آسان کنند.

به نظر شما چه عواملی باعث شده سازمان ثبت احوال، فهرستی از اسامی مجاز و غیرمجاز داشته باشد؟
جمهوری اسلامی از آغاز کوشیده است فرهنگ را کنترل کند. هدف این کنترل، سرکوب گروه‌های اجتماعی بوده است که یا با ایدئولوژی حکومت همراه نبوده‌اند یا به لحاظ سیاسی برای دوام حکومت خطرناک محسوب می‌شده‌اند، خواه به شکل بالقوه خواه به شکل بالفعل. اگر این سیاست را در نظر داشته باشیم و همین طور در نظر داشته باشیم نام می تواند «نشانه» باشد و حتی به «بیانیه»‌ تبدیل شود، منطق حکومت در کنترل نام‌گذاری مشخص می‌شود. مثلا حکومت برای سال‌ها در برابر ثبت اسامی مرتبط با ایران باستان یا اسامی غربی مقاومت می‌کرد و محدودیت‌هایی بیش یا کم ایجاد کرده بود. 

ولی در این مورد هم جامعه با انواع ژیمناستیک‌های زبانی، راه‌هایی برای عبور از خط قرمزهای حکومتی پیدا کرده بود. در سال‌های نزدیک‌تر که حکومت هژمونی فرهنگی و سیاسی خود را آشکارا از دست داده و ناگزیر مجبور به عقب نشینی از کنترل همه جانبه فرهنگ شده، اندازه این محدویت‌ها برای نامگذاری هم کمتر شده است.

وجود چنین فهرستی از نظر جامعه شناسی قابل توجیه است یا نوعی دخالت در حریم خصوصی خانواده محسوب می‌شود؟
جامعه‌شناسی یا هر علم دیگری نمی‌تواند در مورد درستی و یا نادرستی این دخالت‌ها نظری بدهد، اما می‌تواند در مورد توصیف، تحلیل، علت‌یابی و پیامدشناسی  این موارد کارهایی انجام دهد.
از نظر تحیلی، این شاید مصداقی از دخالت در حریم خصوصی نباشد یا «فقط» دخالت در حریم خصوصی نباشد، بلکه سلب حق انتخاب نام از والدین است و در مورد این حق هم با همان چالش‌هایی روبرو هستیم که پیشتر اشاره شد.
از جنبه‌ای دیگر، حکومت‌ها گاهی به سبب تلاش برای یکسان‌سازی فرهنگی در موضوع نام‌گذاری دخالت می‌کنند یا برای حمایت از یک خرده فرهنگ معین. پیداست در این حالت، حکومت از نقش داور بی‌طرف بازی بین گروه‌های اجتماعی و سیاسی بیرون می‌آید و با دوپینگ کردن یک خرده فرهنگ راه را برای برتری دادنش بر گروه‌های دیگر هموار می‌کند. پیامد این وضع، دیر یا زود، بی‌ثباتی سیاسی است، کم یا زیاد.


در نسل جدید چه تغییراتی در سلیقه نام گذاری ایجاد شده است؟
این روشن است که نام را والدین برای فرزندان انتخاب می‌کنند ونسل جدید هنوز راه دارد تا به این جا برسد. اعضای نسل جدید، مثلا نسلی که این روزها بیشتر به نام نسل زد شناخته شده، در بهترین حال هنوز کمتر از ۳۰ سال دارند. با توجه به این که میانگین سن ازدواج در ایران در این اواخر برای مردان حدود ۲۸.۵ سال و برای زنان ۲۴.۳  سال بوده است، تعداد کمی از آنان اکنون در موقعیت نام‌گذاری قرار دارند.
صرف نظر از این ملاحاظات، فراموش نکنیم اعضای هر نسل با دست بردن در انبان زبانی نسل خود و نسل‌های همسایه نام فرزند را انتخاب می‌کند. جهان زبانی نسل‌ها که منبع و منشاء انتخاب نام است، از جهان زندگی‌شان می‌آید. جهان زندگی این نسل هم با نسل‌های پیشین‌شان فرق دارد، همان طور که نسل‌های دیگر هم با نسل‌های پیشین خود تفاوت داشتند. اما با توجه به شتابی که زندگی امروزه زیر تاثیر تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی پیدا کرده است، سرعت و شدت فاصله‌گیری این نسل شاید بیشتر باشد. 

در نتیجه، احتمالا نوع نام‌گذاری‌هایش هم فاصله بیشتری از نام‌های ملموس نسل‌های پیشین خواهد داشت. نشانه‌های این تفاوت را می‌توان در زبانی که آن‌ها در زندگی روزمره به کار می‌برند و نام چیزهای مورد توجه‌شان دید. این تفاوت‌‌ها، دیر یا زود در نام‌گذاری فرزندان‌شان (که تعدادش کمتر از گذشته خواهد بود) هم بازتاب پیدا می‌کند. فقط باید کمی منتظر ماند.