سازمان حقوق بشر ایران با برگزاری کنفرانسهایی، مسأله «گذار از استبداد در ایران» را بررسی میکند.
سازمان حقوق بشر ایران با برگزاری کنفرانسهایی، مسأله «گذار از استبداد در ایران» را بررسی میکند.
درباره سازوکار هماندیشیِ «ایران و گذار از استبداد» بیشتر بخوانید
متن سخنرانی حسین خلیفه، عضو ریاست مشترک سازمان دموکراتیک یارسان، در «نشست بررسی اولویتهای حقوق بشری در گذار به سمت دموکراسی» در اسلو:
خانمها و آقایان خوشحالم که در این کنفرانس میتوانم صدایی باشم برای صداهای کمتر شنیده شده از اقلیتها. من از کردهای یارسانی هستم و خودم را همواره ایرانی میدانم. خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، «ژن ژیان آزادی» ما را بر آن داشت تا به این اجماع فکری برسیم که رسیدن به دموکراسی و آزادی تنها با گذار از جمهوری اسلامی میسر میشود. ما آموختیم دیگر حقوق و آزادی خود را از جمهوری اسلامی مطالبه نکنیم و درصدد اصلاح آن نباشیم.
میدانیم ایران کشوری است با کثرتی از اجتماعات اتنیکی و اقلیتهای دینی و مدنی شامل دین باوران، دین ناباوران، دگراندیشان و دگرباشان که از حقوق شهروندی عادلانه برخوردار نیستند. خیلیها را شاید از نزدیک بشناسید و خیلیها را نه. میدانیم در جوامعی که اصل تساوی حقوق انسانها نادیده گرفته میشود، اساس همزیستی مسالمت آمیز و روابط انسانی نیز به چالش کشیده میشود. در اینجا به طور مثال و به صورت گذرا به وضعیت یارسانها میپردازم، زیرا آنچه درباره آنها گفته میشود کم و بیش در مورد سایر اقلیتها نیز صدق میکند. پس به ذکر برخی از مشکلات آنها میپردازم تا به ضروریات حقوق بشری دوران گذار و حق اقلیتها نیز پرداخته شود.
یارسانان یکی از اقلیتهای دینی هستند که بیشتر تحت عنوان اهل حق از آنها نام برده میشود. آنها بزرگترین اقلیت دینی هستند که با بیش از دو میلیون نفر جمعیت در قانون اساسی به رسمیت شناخته نشدهاند. خواستگاه اصلی آنها کردستان و لرستان است. حاکمیت اسلامی، هویت دینی یارسانان را به عنوان یک اقلیت غیرمسلمان نفی میکند و عملا آنها را به عنوان یک اقلیت غیر مسلمان تحت ستم قرار میدهد. در پایگاههای اطلاع رسانی مراجعی همچون صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و علی خامنهای، اهل حق را کافر و نجس دانستهاند و مسلمانان را از معاشرت با آنان منع کردهاند. آنها جزو کفارِ بدون کتاب محسوب میشوند. وجود چنین نگرشی به ما میگوید که برخورد قهرآمیز حکومت با چنین اقلیتهایی بسی آسانتر است، از این رو این اقلیتها با دریافتی واقعی از چنین خطری سعی بر آن دارند کمتر به چشم بیایند تا بهانه به دست رژیم ندهند.
این اقلیتها جهت وارد شدن به فعالیتهای آموزشی و استخدامی ناچار به جعل وجود خود میشوند. حذف فرمهای گزینشی که هویت افراد را مورد پرسش قرار میدهد میبایست از ساختار اداری آینده حذف شود. در طی «خیزش زن، زندگی، آزادی» دهها جوان یارسانی با شلیک گلولههای جنگی از پای درآمدند و دهها نفر زخمی شدند و یا در زندانها به سر میبرند. پس آنگونه نیست که بعضیها میپندارند که اهل حق فقط در حال و هوای درویشی هستند.
در این سخنرانی، همچنین، به نکاتی درباره اهمیت سکولاریسم عملگرا که برای اقلیتها اهمیت ویژهای دارد، خواهم پرداخت.اجازه بدهید در اینجا به نکتهای اشاره کنم که شاید مرا به مقصودم برساند، این که حکومت غیر متمرکز به خودی خود، دموکراسی را برای ما تضمین نمیکند. نمونه زنده آن کشور عراق است که برقراری نظام فدرالی و تقسیم شدن قدرت، هرگز منجر به دموکراسی و رعایت حقوق بشر نشد چراکه زمینه اجتماعی و فرهنگی برای آن مهیا نبود. یا میتوانم ترکیه را مثال بزنم که با وجود داشتن قانون اساسی بر پایه سکولاریسم اما چون این نگرش به یک باور اجتماعی تبدیل نشده بود، به رعایت حقوق اقلیتها منجر نشد.
در چنین شرایطی، سازمان دمکراتیک یارسان، حکومت غیر متمرکز با الگوبرداری از کشورهایی چون نروژ را که دارای ساختار دموکراسی محلی هستند الگوی سیاسی مناسبی برای ایران میداند. ساختاری که در اینجا لوکال دموکراسی خوانده میشود. گنجاندن قانون سکولاریسم در قانون اساسی لازم است اما عمل به آن نیازمند تضمین است و شورای نگهبان سکولار بدون آخوند میخواهد، قوای سه گانه سکولار میخواهد، دولتمردان متحد و سیستم پرورشی سکولار میخواهد. سیستم پرورشی سکولاری که تحول فکری لازم را در جامعه به حرکت درآورد. دسترسی به اطلاعات آزاد، فضای آزاد دموکراتیک میخواهد، رسانه ملی متحد میخواهد. داشتن دموکراسی و سکولاریسم کافی نیست، کافی نیست دوچرخه سواری را دوست داشته باشیم، باید دوچرخه سواری یاد بگیریم. بحث ستم حکومتی فقط یک طرف قضیه است، فشارهای اجتماعی را باید از اقلیتها برداشت و این امر، زمانی میسر میشود که جامعه منش سکولاری پیدا کند و بپذیرد که دین یک امر خصوصی است و امر به معروف و نهی از منکر نکند. نظام و جامعه سکولار در پیوند با همدیگر و در پیوند با دموکراسی بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر و کمیسیونهای بین المللی میتوانند از اقلیتها رفع ستم کنند.
شکی نیست که بخش وسیعی از جامعه هم اکنون مسیر خود را به سوی سکولاریسم انتخاب کردهاند. این را از شعارهای ساختارشکنانه و هنجارشکنانه خیزش انقلابی اخیر میتوان دریافت. اقلیتها انتظار دارند که در آینده دیگر اقلیت نباشند بلکه شهروندانی با امنیت اجتماعی و حقوق انسانی برابر باشند. امروز همه ما اقلیت هستیم چون اقلیتی برای اکثریت تصمیم میگیرد. تنها کشوری هستیم که در آن نادانان بر دانایان حکومت میکنند و این جای تاسف است. اقلیتها انتظار دارند در آینده دیگراقلیت نباشند بلکه شهروندانی با امنیت اجتماعی و حقوق برابر انسانی باشند. آنگاه است که مفاهیمی چون قوم، اقلیت و اکثریت رنگ میبازد.