اداره کشور در دوره گذار: بیمها و امیدها
در جلسه پرسشوپاسخی که پس از ارائه چهار سخنرانی در بخش دوم کنفرانس «اداره کشور در دوران گذار و تضمین حقوق شهروندان» روز شنبه ۳۱ اوت ۲۰۲۴ (دهم شهریور ۱۴۰۳) در دانشگاه اسلو برگزار شد، رؤیا کریمیمجد، روزنامهنگار رادیوفردا، پرسشهای حضار را از سخنرانان پرسید. سخنرانان این بخش با موضوع «نحوه اداره کشور در دوران گذار» عبارت بودند از: عمار ملکی، استادیار علوم سیاسی دانشگاه تیلبرگ و مدیر مؤسسه پژوهشی «گمان»؛ فروغ کنعانی، پژوهشگر جامعهشناسی؛ سیمین صبری، روانپزشک و فعال حقوق زنان؛ و منصور سهرابی، متخصص بومشناسی و محیطزیست.
به گزارش سازمان حقوق بشر ایران، کریمیمجد نخستین پرسش را از عمار ملکی پرسید که او در سخنرانی خود گفته بود «گذار ممکن است به یک نظام استبدادی جدید منجر شود» و پرسید چه باید کرد که چنین اتفاقی رخ ندهد. ملکی در پاسخ گفت بر اساس دادههای اجتماعی، حدود ۴۰ درصد جامعه ایران پتانسیل گرایش به اقتدارگرایی را دارند. این استاد دانشگاه هشدار داد: «اگر نیروهای دموکراسیخواه نتوانند میان خود هماهنگی ایجاد و بخش بیتفاوت جامعه را جذب کنند، خطر آن وجود دارد که اقلیتهای اقتدارگرا، بهدلیل انسجام و سازمانیافتگی بیشتر، قدرت را در دست گیرند. برای جلوگیری از بازتولید استبداد، نیروهای دموکراسیخواه باید اتحادی حداقلی، حول اصول مشترک را شکل دهند و این موضوع را جدی بگیرند.»
در ادامه، کریمیمجد پرسشی از فروغ کنعانی را مطرح کرد. او با اشاره به نظریه سرجیا پوپوویچ درباره لزوم وجود رهبری استراتژیک در جنبشها پرسید که چرا جنبشهای ایران، از ۱۳۸۸ تا جنبش «زن، زندگی، آزادی»، فاقد چنین رهبری بودند و آیا میتوان آنها را «جنبش» نامید.
کنعانی در پاسخ گفت تعریف پوپوویچ جامع نیست و هر حرکت اجتماعی لزوماً به رهبر تثبیتشده نیاز ندارد. او توضیح داد: «جنبش مهسا نهتنها رهبر فردی نداشت، بلکه جهتگیری دیاسپورا را نیز از داخل تعیین میکرد. مردم داخل ایران خطمشی را مشخص میکردند و ما در خارج فقط بازتاب میدادیم.» این پژوهشگر جامعهشناسی اضافه کرد که تغییر رفتار اجتماعی در ایران، بهویژه در زمینه امنیت زنان در خیابانها، نشان میدهد جنبش «زن، زندگی، آزادی» اثرات بیبازگشتی برجای گذاشته است: «از این منظر میتوان آن را جنبشی انقلابی دانست، حتی بدون وجود یک رهبر واحد.»
مجری برنامه سپس به پرسشی درباره دموکراسی پرداخت که خطاب به سیمین صبری بود: شما در سخنرانیتان گفتید «دموکراسی در نروژ هم نتوانسته بسیاری از مشکلات مانند تبعیض جنسیتی را حل کند» سوال این است که پس نباید چندان به آن امید داشت؟ صبری پاسخ داد: «من هرگز نگفتم دموکراسی موفق نبوده. نروژ یکی از سرآمدترین دموکراسیهاست، اما حتی در آن مسائل زنان حل نشده است. همین نشان میدهد که دموکراسی پایان کار نیست، بلکه ابزاری است برای مبارزه مداوم.» او تأکید کرد که جنبشهای اجتماعی و گروههای متشکل زنان، اقلیتها و دیگر گروههای به حاشیه راندهشده برای معنا پیدا کردن دموکراسی باید تلاش کنند. به گفته او، «هیچ جامعهای با صرف داشتن انتخابات آزاد به عدالت نمیرسد، بلکه نیازمند سازمانیابی و پیگیری مستمر مطالبات است.»
پس از آن، منصور سهرابی با پرسشی درباره تبعیضهای قومی مواجه شد. یکی از حاضران پرسید: چرا برخی فعالان کرد به تبعیض علیه بلوچها یا اقلیتهای مذهبی در مناطق کردنشین بیتوجهاند؟ سهرابی در پاسخ تأکید کرد که چنین تجربهای نداشته و آن را صحیح نمیداند. او یادآور شد که بسیاری از نهادهای کردی، از جمله هنگاو، امروز اخبار سراسر ایران را پوشش میدهند. او همچنین به همکاری تاریخی گروههای مختلف در تشکیل کنگره ملیتهای ایران فدرال اشاره و تأکید کرد که نباید تصویر یکدستی از تبعیض متقابل ارائه داد.
کریمیمجد سپس بار دیگر به ملکی بازگشت و پرسید: «اگر جامعه ایران متکثر است، این تکثر چه فایدهای دارد؟» ملکی صحبت از «تکثر جامعه ایران» را رویکردی توصیفی دانست که لزوماً قرار نیست مزیتی محسوب شود و کسی توصیهاش نمیکند، اما «این تکثر واقعیت موجود است» و پذیرش آن از اهمیت بالایی برخوردار است. او در ادامه توضیح داد: «هیچ نیروی سیاسی در ایران اکثریت مطلق ندارد؛ نه سلطنتطلبان، نه جمهوریخواهان و نه حتی جمهوری اسلامی. واقعیت این است که بدون همکاری نیروهای مختلف، گذار ممکن نخواهد شد.» مدیر مؤسسه گمان افزود: «تکثر اجتماعی و سیاسی باید به رسمیت شناخته شود و نیروهای سیاسی یاد بگیرند با هم کار کنند، وگرنه هیچکدام توان اداره کشور را نخواهند داشت.»
در بخش دیگری از بحث، دوباره به موضوع اقلیتهای مذهبی پرداخته شد. سهرابی یادآور شد که در شهرهای کردستان، مراسم مذهبی شیعیان بهطور آزاد برگزار میشود و پرسید چرا در تهران اجازه احداث مسجد برای اهل سنت داده نمیشود. پس از او، فروغ کنعانی به موضوع دیگری اشاره کرد. او اشاره کرد که برخی به پوشش او در نشست انتقاد کردهاند و در پاسخ گفت: «اگر کسی با پوشش من مشکل دارد، همان کاری را بکند که من با او میکنم؛ نادیده بگیرد.» او این واکنشها را نشانه تداوم نگاههای تبعیضآمیز دانست.
کنعانی همچنین به پرسشی درباره خطر بلعیدهشدن فرزندان انقلاب پاسخ داد. او گفت: «پیش از هر چیز باید روشن شود که آیا جمهوری اسلامی با انقلاب کنار خواهد رفت یا با گذار مسالمتآمیز. در هر صورت، برای جلوگیری از بازتولید استبداد باید خطوط قرمز دموکراتیک از پیش تعیین شود و شوراهای حقوقی و مدنی بر آن نظارت داشته باشند.» او تجربه شخصی دوران کودکی خود از فقر و محرومیت در ایران را مثال زد و تأکید کرد: «جامعهای که تکثر و تجربههای زیسته متفاوت را به رسمیت بشناسد، نمیتواند دوباره به سمت استبداد بازگردد.»
سیمین صبری در ادامه به پرسشی دیگر پاسخ داد که آیا گذار در ایران در جریان است یا خیر. او گفت: «حالا باید از این سؤالکننده پرسید که آیا ایشان بهکلی تسلیم شدهاند، یعنی هیچ امیدی به گذار ندارند؟ به هرحال، هیچ دیکتاتوری جاودانه نیست. ما نمیدانیم جمهوری اسلامی چگونه کنار میرود، اما مطمئنیم که خواهد رفت. دولت موقت آینده باید فوراً انتخابات مجلس مؤسسان را برگزار کند و نمایندگانی از گروههای تبعیضدیده در آن حضور داشته باشند تا مشروعیت لازم فراهم شود.»
در پایان نشست، منصور سهرابی بار دیگر بر ضرورت توجه به محیطزیست در دوران گذار تأکید کرد. او گفت: «اگر توسعه پایدار نباشد، چیزی به نام ایران باقی نخواهد ماند. بدون آب، بدون برنامه برای تغییرات اقلیمی و بدون دموکراسی مشارکتی، صحبت از آزادی سیاسی بیمعناست.»
این جلسه در فضایی جدی اما گاه پرتنش برگزار شد. از جمله حاشیههای آن، انتقادهایی بود که به پوشش فروغ کنعانی مطرح شد و واکنش صریح او و مجری برنامه را در پی داشت. کریمیمجد در اینباره گفت: «همانطور که کسی به پوشش مردان حاضر در نشست ایراد نمیگیرد، نباید به پوشش زنان هم ایرادی وارد شود.»