خسرویفرد: گذار سیاسی بیمحیطزیست، فاجعهبار است
«بیتوجهی به مسائل زیستمحیطی در دوران گذار سیاسی میتواند پیامدهایی فاجعهبار برای جامعه و طبیعت داشته باشد.» سام خسرویفرد، متخصص و تحلیلگر محیطزیست در نشست «عدالت در دوران گذار؛ چالشها و راهکارها» که به میزبانی سازمان حقوق بشر ایران در ۱۱ و ۱۲ شهریور ۱۴۰۲ (دوم و سوم سپتامبر ۲۰۲۳) دانشگاه اسلو برگزار شد با اشاره به تجربه ایران و نمونههای بینالمللی تأکید کرد که بحرانهای سیاسی و بیثباتی، اغلب محیط زیست را به حاشیه میرانند و این بیتوجهی نهتنها منابع طبیعی، بلکه زندگی و رفاه مردم را به خطر میاندازد.
به گزارش سازمان حقوق بشر ایران، خسرویفرد گفت که تاریخ ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ نشان میدهد که در کوران تحولات سیاسی، محیط زیست از کمترین اولویت برخوردار بوده است. برخی از مردم نه تنها به مناطق حفاظتشده حملهور شدند که حیاتوحش را نابود و زمینها را تصاحب کردند. تالابها از حقابه محروم شد و صنایع بدون رعایت ضوابط، پسماند و فاضلاب خود را به طبیعت رها کردند. حتی سازمان حفاظت محیط زیست تا آستانه تعطیلی پیش رفت؛ نهادی که انقلابیون آن را «وابسته به دربار» میدانستند. تنها با مقاومت کارشناسان آن سازمان بود که این تشکیلات، حفظ شد.
او یادآور شد که تجربه ایران منحصر به فرد نیست. در اندونزی، پس از سقوط رژیم اقتدارگرا در سال ۱۹۹۸، جنگلزدایی سرعت گرفت. در سودان، بیثباتی سیاسی طولانیمدت به افزایش شکار غیرقانونی و تخریب زیستگاهها انجامید. در آمریکای لاتین نیز برزیل، کلمبیا و ونزوئلا شاهد ضعف جدی در اجرای قوانین محیط زیستی بودهاند. در همه این نمونهها، نتیجه یکسان بود: طبیعت قربانی کشمکشهای قدرت شد.
آلودگی و سوءاستفاده در سایه بیثباتی
بخش دیگری از سخنان خسرویفرد به موضوع آلودگیهای جبرانناپذیر اختصاص داشت. او توضیح داد که در شرایط گذار، دولتها توان و اراده کافی برای اجرای پروژههای حفاظتی را ندارند. همین خلأ باعث میشود بحرانهایی مانند آلودگی آبهای زیرزمینی با فلزات سنگین یا مواد رادیواکتیو ایجاد شود؛ بحرانی که حتی در دوران ثبات نیز بهسختی قابل اصلاح است.
او به مسائل لبنان در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد؛ زمانی که با پر شدن بزرگترین محل دفن پسماند در نزدیکی بیروت و ناتوانی دولت در مدیریت بحران، خیابانهای پایتخت ماهها پر از زباله ماند. بوی تعفن و تهدید سلامت مردم به شکلگیری جنبش «بوی گند میدهی» انجامید، اما این حرکت اعتراضی نیز نتوانست دولت را به اصلاح سیستم مدیریت پسماند وادار کند.
در این فضای بیثباتی، به گفته خسرویفرد، شرکتهای بزرگ و لابیهای صنایع نفت و گاز نیز دست بالا را پیدا میکنند. پس از سقوط صدام حسین، در عراق و بروز ناآرامیها در نیجر، استانداردهای زیستمحیطی نادیده گرفته شد و بهرهبرداری بیمحابا شدت گرفت. چنین وضعیتی نشان میدهد که گذار سیاسی، اگر با غفلت زیستمحیطی همراه شود، نهتنها بحرانهای تازهای میآفریند، بلکه نسلهای آینده را نیز با پیامدهایش درگیر خواهد کرد.
جمعیت، منابع و فشار مضاعف
خسرویفرد همچنین به پیامدهای جمعیتی دوران گذار پرداخت. او گفت که جابهجاییهای گسترده انسانی، فشار مضاعفی بر منابع وارد میکند. به عنوان نمونه، جمعیت در مناطق غربی دریای مدیترانه از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ تقریباً دو برابر شد و با آغاز جنگ داخلی سوریه، یک میلیون نفر دیگر نیز به این منطقه افزوده شدند. منطقهای که پیشتر برای تأمین آب ۱.۶ میلیون نفر دچار مشکل بود، ناگهان مجبور شد نیاز جمعیتی بیش از ۳ میلیون نفر را پاسخ دهد.
این تحلیلگر هشدار داد که ایران نیز مستعد چنین شرایطی است. مدیریت نادرست منابع، خشکسالی و تغییرات اقلیمی، کشور را بهویژه در دوران بیثباتی آسیبپذیرتر خواهد کرد. به باور او، اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، فردا ممکن است بحرانها در ابعادی بسیار گستردهتر بروز کنند.
راهکارهایی برای آینده پایدار
در ادامه خسرویفرد تأکید کرد که راهکارهایی برای کاهش خطر وجود دارد. نخست، افزایش آگاهی عمومی و آموزش غیررسمی درباره محیط زیست است. او از رسانهها به دلیل بیتوجهی به این حوزه انتقاد کرد و گفت چون مسائل محیط زیستی «کلیک» نمیگیرد، کمتر به آن پرداخته میشود. دوم، تقویت مشارکت مردم و درگیر کردن جوامع محلی است. تجربه موفق برخی NGOها در ایران نشان داده که پروژههای معیشت جایگزین میتواند هم به بهبود زندگی مردم کمک کند و هم به حفاظت از طبیعت.
راهکار سوم، تدوین سیاستهای جایگزین توسط گروههای مخالف، بهویژه در خارج از کشور است. خسرویفرد از آنها خواست چارچوبهای توسعه پایدار و سیاستهای بازسازی منابع را آماده کنند تا در دوران ثبات در دسترس سیاستمداران قرار گیرد. و در نهایت، او بر دو اصل تأکید کرد: استفاده از یافتههای علمی در سیاستگذاری و حرکت به سوی روشهای طبیعتمحور.
او نمونهای از فرانکفورت آلمان ذکر کرد، جایی که شهرداری اجازه میدهد گیاهان وحشی در فضاهای سبز رشد کنند. این سیاست هم مصرف آب را کاهش داده و هم جمعیت حشرات را افزایش داده است. به گفته خسرویفرد، چنین تجربههایی میتواند الگویی برای کشورهایی مانند ایران باشد که با مدیریت ضعیف و اثرات تغییر اقلیم روزبهروز شکنندهتر میشوند.
متن کامل این سخنرانی در شماره ۲۰۷ مجله حقوق ما منتشر شده است.